یاسا جان
عزیزم ایشالا همیشه خوشبخت باشی و موفق توی درس و کارت!
اما من توی اعتماد به نفس خودم موندم که با این همه کار و درس خوندن واسه ارشد و مجوز بگیر و درس بده و تازه توی
فعالیت های ورزشی و اجتماعی و کوفت و درد و زهر مار که دارم چرا خداحافظی نمی کنم :D
خدا شاهده کپسول اعتماد به نفسم من![]()
یاسا واقعا میشه هم کم به همدردی سر زد اما همیشه سر زد.
اما اگر تمرکزت اینجوری بهتره واسه درس خوندن تو دانشگاه با کلاس مثلا تهران :D خوب برات آرزوی خوشبختی می کنم
منم قراره با روزی چهار ساعت درس برم تو دانشگاه تهران و از الان برای یک مجوز به عنوان دانشجوی ارشد دانشگاه
تهران در سال 92 اقدامم کردمخدایی اعتماد به نفس رو کیف کردی؟
اگر قبول نشم مجوزم میره رو هوا. اما در کمال اعتماد به نفس میرم جلو
شایدم توی دانشگاه تهران دیدمت :D (ما احتمالا شعبه امیر آباد باشیم چون احتمالا
دانشکدش اونجاس. بعد تو بگی اِ بهار شادی تویی؟ منم بگم اِ یاسا خودتی؟ :D )
احتمالا از کار زیاد زده به سرم دارم هذیون میگمهنوز قبول نشده تعیین شعبه هم کردم
چه خداحافظی ای شد باهات یاسا جون. شد پر از شوخی و خنده. خیلی باحالی. چه دیر شناختمت.
دیگه بدی ای خوبی ای دید حلال کن اما سعی کن خوبی هامو ببینی (همون تمرین درس مثبت اندیشی تالار :) )
خوشبخت و موفق باشی عزیز دلم









علاقه مندی ها (Bookmarks)