فرهنگ عزیز سلامنوشته اصلی توسط فرهنگ 27
دقیقا همینه که میگی. تو این مدت کوتاه که باهاش آشنا شدم، متوجه شدم که بسیاری از معیارهای منو داره. در کل خوب و مطلوب هستش. ولی از بین حرفاش متوجه شدم روی این قضیه بسیار حساسه. میدونم که بهش بگم ، میره. تمام.
اما مشکل من فقط این آقا نیست ، من نمیتونم حتی اگه ایشون از زندگیم بره، با مرد دیگه ای راجع به مشکلم صحبت کنم. حتی یه خواستگار دیگه.
باور کنید حتی الان که به این موضوع فکر میکنم ، تمام بدنم به رعشه میوفته.
میدونم خانوادمو نابود میکنه . میدونم چه فاجعه ای خواهد شد.
از طرفی به این آقا حق میدم. او که پاکدامنی رو پیشه کرده تا این زورا، همسر پاکدامنی داشته باشه، حالا من آخه چطور بهش بگم که چی تو گذشته ام بوده؟؟
.
.
.
من دیگه هرگز وارد اون اشتباهات نمیشم. بخدا دارم ماه آینده میرم مکه. حتی گفتم تو مسجدالحرامم از خداوند میخوام که ببخشه منو.
از خدا شرم دارم. <strike> من یه وحشی ام. وای خدا منو میبینی اصلاً؟ </strike>
ویرایش : فرشته مهربان
خودت را چنین خطاب نکن ، شخصیتت ارزشمنده بخصوص که با توبه ارتقاء پیدا کرده ، به خدا هم ظن بد نبر ، چه کسی ترا موفق به توبه نمود و با آغوش باز پذیرفت ؟؟؟
فرشته مهربان
ممنونم فرشته . تو واقعا فرشته ای.
تنها یکبار بدون اینکه من ازش سوالی کنم، یه توضیح کوتاه داد. گفت :" اگر کسی مرتکب خطایی شده باشه و بعد من بودنم که توبه کرده،اون مساله بران حل میشه. چون خداوند تو قرانش گفته که میبخشه. حالا وقتی که خدا میبخشه، بنده خدا دیگه چرا نبخشه؟"
این تمام چیزی بود که میدونم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)