عزیزم من فکر میکنم شما هنوز اون طور که باید اطمینان کامل به همسرت نداری ، و این نشونه این هست که هنوز خوب نمیشناسیش .پس اصلا اصلا فعلا فکر ازدواج نباش و سعی کن به دور از مسائل احساسی همسرت رو خوب بشناسی .
ازدواج حرف یک روز و دو روز نیست ، حرف یک عمر زندگیه .
همسرت داره به ظاهر شما توجه میکنه ولی شما داری خیلی جدی تر و منطقی تر به قضیه نگاه میکنی .من فکر میکنم رشد عقلی شما خیلی بیشتر از همسرتونه .
با اینکه نمیشناسمت ولی از نوشته هات احساس کردم باید انسان بزرگی باشی ، نه از نظر سن بلکه از نظر طرز تفکر ، اما با این حال سعی کن احساسات رو در تصمیمت دخالت ندی .
اطمینان مسئله خیلی مهمی هست در زندگی .زن و مردی که به هم اطمینان نداشته باشند زندگی براشون مثل جهنم میشه .
همسرم به من گفت که به خاطر شرایط مالیش دخترهای زیادی بهش آویزون میشن و اونم بعضی وقتا شیطنتش گل می کنه و این وظیفه منه که بتونم این شرایط رو مهار کنم...گفت همه زن و شوهرها این مسایل رو دارند و من باید مراقبش باشم که دست از پا خطا نکنه و با خانومی و صبر من همه چیز حل میشه.
این حرف ها خیلی اشتباهه .من فکر میکنم با این حرف هایی که نامزدت زده خواسته یک جور در آینده اگر اشتباهی ازش سر زد خیلی راحت همه رو گردن شما بندازه .
تا حدودی به شما مربوط میشه ولی نه اینکه برگرده بهت بگه که این وظیفه تو هست که بتونی این شرایط رو مهار کنی .








علاقه مندی ها (Bookmarks)