دوست مهربونم من قلبا میدونم که این مرد عاشق منه انقدر دوستم داره که همیشه به خاطراینکه از قد کوتاهم خجالت نکشم بهم میگه من از قد بلند خوشم نمیاد چون دماغم یکم زشته میگه من از اول عاشق همین دماغت بودم اما با این عشق اصلا برقراری رابطه عاطفی رو بلد نیست گریه میکنم از دستش میره قرص میاره میگه گریه تداره یخور سردردت خوب میشه...همش خودشو میزنه به اون راه...جمعه ها تا غروب خوابه ازتنهایی همین جاها پرسه میزنم...بعدشم میره مغازه...این روز تعطیله منه توغربت








علاقه مندی ها (Bookmarks)