بهار شادی عزیز
گفتی ادامه دارد....!ادامش کوش
این آقایی که گفتم چند وقت اومد اینجا ولی رفتش از اینجا ،وقتی رفتنش قطعی شد به من گفت که من این مدت فهمیدم جای کسی مثل شما تو زندگی من خالیه
من فکر کردم میخواد با من دوست بشه ولی خودش پشتش گفت من هیچ وقت به ازدواج فکر نکرده بودم ولی تو این چند هفته خیلی بهش فکر کردم .....ی چنین چیزایی گفت ولی من دقیق یادم نیست حرفاش.اون روز بهش گفتم اصلا نمی تونم در این مورد فکر کنم و قصد ازدواج ندارم ،گفت شما هیچی از شرایط من نمی دونی !همین جوری میگی نه؟
منم گفتم آخه من مشکلم با اصل موضوع ازدواج هست نه با شما نه با شرایطتون....خیلی حرف زد ،آخرش گفت کجا درس خونده و این جور حرفا،خونشون کجاست ،از اطلاعاتی که داد حدس زدم شوهر خواهرم رو بشناسه گفتم اسمشو،یهو هیجان زده شد گفت اون دوست صمیمیم بوده هم محلی ما بودن و .....
این جورری جریان شکل گرفت
شوهر خواهرم می شناستش اول نگفتم خواستگار منه
گفتم فقط همکارمه ،گفت خیلی پسر خیلی خوبیه کلی از خودش و خانواده اینا تعریف کرد،بعدش شبش خواهرم زنگ زد گفت شوهرش می گه این پسره خیلی مورد مناسبی برای نازنین هستش .....!!!
منم دیگه به خواهرم واقعیت رو گفتمو....و اونم به شوهرش گفت و خو د همکارم شماره شوهرخواهرم رو گرفت و به اون جریان رو گفت.دوبار باهم رفتن بیرون،و همین جوری دیدار تازه کردن،ی بار هم اومده خونشون ولی من نرفتم....
فردا قراره بیان خونمون البته مامانم فقط باشه، مامانم در جریان کامل موضوع نیست فکر می کنه این خواستگار از دوستای احسانه ومن رو ندیده و هیچی هنوز نیست و فقط ی خواستگاریه .اونم فقط مامانش می اد ،اونم به مامانش گفته دوستم خواهر خانمش رو معرفی کرده ،یعنی من گفتم ی وقت فکر می کنم ما باهم دوستیم اینجوری بگی بهتره،الان هم که دیگه همکار هم نیستیم که.و.. ...
به بابام نگفتیم
امروز گفت مامانش اینا دارن میرن مسافرت،اصرار کردن قبل رفتنشون بیان خونمون .
حالافردا می اد دیگه.
کلا چیکار کنم.؟بهش گفتم غافل گیر شدم ،گفتم انقدر عجله و شتابش رو دوست ندارم
گفتم اون حرفم جدی بود که گفتم ازدواج نمی خوام کنم.
ولی بهار دیشب خواب دیدم ی بچه گربه ملوس اومده دمه خونمون من بهش غذا دادم خیلی دوستش داشتم ،داشتم برای گربه می مردم از دوست داشتنش.....یهو گربه ببر شد.به من حمله کرد.
ببین به خواب اعتقاد ندارم ولی این خواب عجیب بود.
بهار جان فردا چه چیزهایی رو بگم؟اصلا لازمه حرفی بزنم؟یا تو دیدارای بعدی بزنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)