به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29
  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب



    سلام دوست عزیزمpink butterfly و همین طور aphd عزیز..
    کاملا حس شما قابل درکه.. و بر هیچ کس پوشیده نیست قصد شما کمک هست و این عالیه..ولی دوستان مشکل ترانه اینطور که خودشون توضیح دادند به این وخامت نیست و برای همین متاسفانه این تجربه ها در ایشان فقط ایجاد منفی نگری می کنه..بله ..هستند خانواده های شوهری که واقعا ادم در مقابلشون مستاصل میشه و عروس هایی که خانواده شوهر نمی دونن واقعا باهاشون چکار کنند..ولی گویا مشکل ترانه جان فقط رفت و امد هست ..در این موارد این گونه تجارب علی رغم حسن نیت شما برای ایشان به شدت آسیب زاست....
    شما هم اگر فکر می کنید راهی برای حل مشکل هست می تونید در تاپیک جدا گانه بررسی بشه ولی تعمیم مشکل خودمون به مراجع یکی از آفت های مشاوره هست وگرنه همه دوستان حسن نبت دارند..
    بازم ممنونم دوستان....

  2. 3 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (پنجشنبه 11 آبان 91)

  3. #22
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    بعضی پستها در این تاپیک به دلیل آسیب زا بودن حذف گردید ،در صورت اصرار و تکرارا ابتدا اخطار و سپس مسدود شدن حساب کاربری اعمال می شود .

    در این تالار بنا به روند تخصصی ، راهکارهایی که مشکل به مشکلات زندگی فرد اضافه کند ، ممنوع است ، پستهایی که مشکل فرد را بزرگتر و احساس ناامیدی یا خشونت ایجاد کند ، ممنوع است ، راهنماییهایی که مبتنی بر دروغ و کلک باشد ممنوع هست .


    بارها گفته شده همگرا با متخصص تالار یعنی مدیر همدردی و با در نظر داشتن تاپیک آفت های احتمالی در کار مشاوره راهنمایی دهید ، اینجا آفت مشاوره ای پدیده انتقال متقابل در پست بعضی از دوستان مشهود بود .

    لطفاً دقت فرمایید .




    .

  4. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 14 آبان 91)

  5. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 آذر 91 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-07
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    333
    سطح
    6
    Points: 333, Level: 6
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    [size=medium]سلام فرشته مهربان . مرسی عزیزم . اره راستش من درس و کار دارم و حوصله و وقت رفت و امدو ندارم .اتفاقا یک بار به شوهرم گفتم من ایندفعه که مامانت اومد یکم که نشستم بعد میرم تو اتاق کارام رو بکنم اما شوهرم مخالفت کرد و گفت نه این بی احترامیه ... و نمیتونم برم باید به زور بشینم ... ولی این بار میخام اینکارو بکنم حتی اگه شوهرم ناراحت شد ... اما میترسم باز قاطی کنه دعوا . به نظرتون چکار کنم ؟ چه جوری به شوهرم بفهمونم که اینجا خونه خودمه میخام راحت باشم ...تازه من اهل سخت گیری نیستم شوهرم میگه غذای خوب درست کن ..تزیین کن و جزییات دیگه...باید چه کار کنم ؟[/size]

    سلام کبود . میشه بگی چه کار کنم که با دعوت کردن بیان؟ چون من که همینجوری نمیرم اونجا .فقط وقتی دعوتم میکنن میرم ...اما اونا بدون دعوت میان ... یعنی اصلا فرصتی به من نمیدن که دعوتشون کنم ...

  6. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 23 فروردین 92 [ 15:52]
    تاریخ عضویت
    1391-4-20
    نوشته ها
    188
    امتیاز
    1,048
    سطح
    17
    Points: 1,048, Level: 17
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    559

    تشکرشده 569 در 163 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    ترانه جان من نشستم کلی نوشتم برات، اما خوب یه عده که .... بگذریم..

    نمیدونم راهکارم به دردت میخوره یا نه ، خود من اینو از کسی شنیدم که اجرا کرده جواب گرفته ، حالا خودت بسنج ببین با شرایط شما مناسبه یا خیر؛ برای تعطیلات این هفته با شوهرت برنامه ای بذار (تو همون روزایی که اونا میان)، یکی دو روز مونده به تعطیلات ، بهشون تلفن که میکنی لابلای حرفات اینو به مادرشوهرت بگو ، اما تابلو نگو که یوقت متوجه بشه واسه نیومدن اونهاست ؛ مثلا همینطور که دارید صحبت می کنید بهش بگو هنوز فلان کارمو نکردم ، یا مثلا شوهرم هنوز ماشینو نبرده تعویض روغن ... آخه آخر هفته می خوایم فلان جا بریم و .. (بهش میرسونی که خونه نیستید) و اونا هم اون هفته نمیان.

    این کارو با برنامه ها و بهانه های متفاوت دو سه بار تکرار کن (البته با رضایت و هماهنگی شوهرت ، اگه اون ناراضی بود بیخیال این راه شو)
    هفته بعدیش خودت تلفنو بردار و با خوشرویی دعوتشون کن که مثلا فلان روز شام تشریف بیارید ، (سعی کن بیشتر برای شام دعوت کنی چون اگه ناهار دعوتشون کنی ممکنه شام هم بمونند این دیگه میل خودته)
    هفته بعدش میتونی قبل اومدن اونا خودت زنگ بزنی بگی دلمون تنگ شده .. خونه هستید بیایم دیدنتون؟
    اینطوری یکبار هم شما میرید و اون هفته از پذیرایی راحتی و در عین حال دید و بازدید هم انجام شده ،

    دوباره هفته بعدش غیرمستقیم بهشون برسون که آخر هفته فلان جا قراره برید/ کاری دارید یا هرچی ... (منظور خونه نبودنتونه) و دوباره هفته بعدش دعوتشون کن ، کلا یه مدت که اینکارو ادامه بدی دیگه یاد میگیرن باید با دعوت اومد ،
    یه نکته دیگه : سعی کن به ازای هر یکباری که اونا میان خونتون ، یکبار هم شما برید ! اینطوری به دو طرف فشار کمتری واسه پذیرایی میاد و زود به زود تر مادر و پسر همو میبینند هی هوس اومدن نمی کنند
    حتما لازم نیست برنامه خاصی بذاری که نباشین ، مثلا میتونی از مادرت بخوای دعوتتون کنه ، یا برید خرید یا هرچی که خودت میدونی
    فقط نکته اصلیش غیرمستقیم گفتنه ، باید حرفو تو حرف بندازی و لابلای حرفات بچپونیش وگرنه تابلو میشه میفهمن که منظورت نیومدن اوناست، پشت سرهم دیگه هم اینکارو نکن ، بینش فاصله بنداز و آهسته آهسته اینو براشون جا بنداز ، نباید انتظار داشته باشی یهو همه چی تغییر کنه . باید آروم آروم و محتاطانه پیش بری تا به مرور زمان این فرهنگ توشون جا بیفته.

  7. 2 کاربر از پست مفید کبـود تشکرکرده اند .

    کبـود (یکشنبه 14 آبان 91)

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    نقل قول نوشته اصلی توسط tarane jon
    [size=medium]سلام فرشته مهربان . مرسی عزیزم . اره راستش من درس و کار دارم و حوصله و وقت رفت و امدو ندارم .اتفاقا یک بار به شوهرم گفتم من ایندفعه که مامانت اومد یکم که نشستم بعد میرم تو اتاق کارام رو بکنم اما شوهرم مخالفت کرد و گفت نه این بی احترامیه ... و نمیتونم برم باید به زور بشینم ... ولی این بار میخام اینکارو بکنم حتی اگه شوهرم ناراحت شد ... اما میترسم باز قاطی کنه دعوا . به نظرتون چکار کنم ؟ چه جوری به شوهرم بفهمونم که اینجا خونه خودمه میخام راحت باشم ...تازه من اهل سخت گیری نیستم شوهرم میگه غذای خوب درست کن ..تزیین کن و جزییات دیگه...باید چه کار کنم ؟[/size]

    سلام کبود . میشه بگی چه کار کنم که با دعوت کردن بیان؟ چون من که همینجوری نمیرم اونجا .فقط وقتی دعوتم میکنن میرم ...اما اونا بدون دعوت میان ... یعنی اصلا فرصتی به من نمیدن که دعوتشون کنم ...
    سلام ترانه جان":

    با توجه به این پست گویا تمایل شما به ادامه همان روش های قبلی بیشتر هست ...امیدوارم بعدا پشیمان نشید...به هر حال در اینجا خود مراجع مسیر مطلوبش رو انتخاب می کنه و بالطبع تبعات آن هم برای خود مراجع هست... من ارزو می کنم به نتیجه برسید..


    سارا بانو

  9. کاربر روبرو از پست مفید سارا بانو تشکرکرده است .

    سارا بانو (دوشنبه 15 آبان 91)

  10. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 اردیبهشت 92 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1391-6-12
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    608
    سطح
    12
    Points: 608, Level: 12
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 59 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    دوست عزیز اولا خوش به حالت که خانواده شوهرت اهل رفت و امد هستند به عنوان مثال مادرشوهر و پدر شوهرمن اصلا خونه ما نمیان اگرهم بیان به زور دعوت یا اینکه مهمانی داشته باشیم و این منو ناراحت میکنه که چرا خانواده همسرم اینقدر گوشه گیرن و هیچ جا نمیرن در کل باید بگم چه اشکالی داره که مادر به خونه فرزندانش سر بزنه از شما چیزی کم نمیشه من خودم با توجه به اینکه اونا تنهان وقتی خونه اشون میرم سعی میکنم کمکش کنم و حتی اگه حوصله نداشته باشم با خودم میگم من این کار رو واسه رضای خدا انجام میدم به هرحال ممکنه شما هم روزی شرایط مشابه داشته باشید نیازی هم نیست چند مدل غذا درست کنید به شوهرتون بگین اونا مثل خانواده خودم هستن و چون رفت امد داریم 1 مدل غذا کافیه مهم اینه که دور هم باشیم در ضمن با کسانی که مدام از خانواده شوهرشون بد میگن رفت و امدتون رو کمتر کنید چون ناخواسته ذهن شما رو درگیر میکنن

  11. 2 کاربر از پست مفید کارو تشکرکرده اند .

    کارو (جمعه 19 آبان 91)

  12. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 13:47]
    تاریخ عضویت
    1390-11-16
    نوشته ها
    121
    امتیاز
    1,003
    سطح
    17
    Points: 1,003, Level: 17
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    418

    تشکرشده 428 در 112 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    سلام ترانه جان
    به شوهرت نگو که میخوای بری کارات رو انجام بدی ولی وقتی زمان انجام کارهات شد برو و به کارت برس.
    راستش مشکل شما خیلی شبیه مشکل من بود. من فقط تجربه شخصی ام رو در اختیارت قرار میدم امیدوارم اشتباه نکرده باشم. (خیلی شبیه صحبتای فرشته مهربانه)
    اولا دوستانی که میگن خیلی خوبه که خانواده شوهرتون رفت و آمد می کنن حتما خانه دار هستند و وقت آزادشون زیاده. من هم خانواده شوهرم رو خیلی دوست دارم اتفاقا خودم هم برون گرا هستم ولی مشکل اینجاست که اونها زیادی بیکارن و من زیادی پرمشغله.اوایل ازدواجمون هفته ای یکی دوبار ما رفتیم اونجا و هفته ای یکبار هم اونا میومدن (تازه خانواده خودم هم با اینکه خونه ما نمیومدن ولی انتظار داشتن مدام بهشون سر بزنم) واقعا خسته شده بودم از اینهمه رفت و آمد.
    الان دیگه اینطوری رفتار می کنم که مثلا ساعت 6 زنگ می زنن و میگن میخوایم بیایم خونتون من هم تازه رسیدم خونه و باید حمام کنم...خونه رو مرتب کنم....ظرفها رو بشورم....ناهار فردا رو درست کنم...یه غذای سردستی برای شام بپزم و معمولا همسرم دیرتر از من میاد و کمکی نمیتونه به من بکنه.
    من اصلا توی برنامه ام هیچ تغییری ایجاد نمی کنم با خوشرویی به استقبالشون می رم از دیدنشون اظهار خوشحالی می کنم یه چایی و اگه تازه خرید کرده باشم یه ظرف میوه روی میز میذارم و به کارهام میرسم حتی حمام میرم.
    البته یه کم اولش سخته بخصوص واسه من و شمایی که اوایل ازدواج بیش از حد در پذیرایی از مهمون به خودمون سخت گرفتیم و شاید کمی عوض کردن روال قبلی منجر به دلخوری بشه ولی راهش فقط همینه .
    ضمنا در مورد خانواده شوهرت همیشه درست و مودبانه با شوهرت صحبت کن...مدام بگو که خیلی دوستشون داری...وقتی میان خونت اخم نکن و با خوشرویی باهاشون صحبت کن...نذار شوهرت حس کنه داری از روی قصد و غرض به خانوادش بی احترامی می کنی...اگه باز هم روی پذیرایی آنجنانی از خانودش اصرار داشت بدون اینکه غرغر کنی یه بخشی از کارها رو بهش واگذار کن و بذار اون هم اندازه شما خسته بشه.
    من اینطوری رفتار کردم...رفت و آمدشون خیلی کمتر شده که حتما دلیلش اینه که فهمیدن من چقدر گرفتارم (امیدوارم از دستم ناراحت نشده باشن)

  13. 4 کاربر از پست مفید sunlife تشکرکرده اند .

    sunlife (جمعه 19 آبان 91)

  14. #28
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    ترانه خانم

    به تالار همدردی خوش آمدی


    خانم خانمها ، حیفه اینجوری بد اخلاقی ، پست اولتو یه بار دیگه بخون ، از ادبیات خوبی در اشاره به مادر شوهر و خانوادش استفاده نکردی ، هرچه مودبانه تر حرف بزنی و رفتار کنی ، یعنی عزت نفس نشون داده ای و ارزشمندی خودتو به ظهور رسوندی

    شما هیچ مشکلی با هم ندارید ، هرچند سارا بانو به خوبی راهنمایی کرد ، اما منم چند جمله ای عرض می کنم .

    عزیزم

    همه ما ها با هم تفاوتهایی داریم ، هر خانواده ای با خانواده ای دیگر نیز تفاوتهایی دارند ، این تفاوتها لزوماً به معنای اینکه ویژگیهای یکی خوب و مال دیگری بد هست ، نیست ، فقط تفاوته ، هنر ما آدمها هم اینه که با این تفاوتها بتونیم با هم در تفاهم و سازگاری زندگی کنیم .

    با روش و روندی که فقط مطابق خواست و سلیقه خود بخواهیم تعامل داشته باشیم جز خود را اذیت کردن و دیگران را رنجوندن نتیجه ای حاصل نمیشه ، تازه اینجوری میشه خودخواهی .

    اینجوری که پیداست از نظر ویژگیهای اجتماعی بودن با هم تفاوت دارید ، شما بیشتر گرایش به تنهایی و خلوت دارید اونها رفت و آمد و تعامل بیشتر ، شما احتمالاً درونگرا و اونها برونگرا ، نمیتونی بگی دروانگرایی ما خوبه و کار اونها بد هست ، اونها هم در مورد شما اینجوری نمیتونند بگند .

    در این مواقع ما باید سعی کنیم مهارتهای ارتباطی را به کار بگیریم و تفاوتهای دیگران را بپذیریم و یاد بگیریم با این تفاوتها چطور می توانیم در تعامل موفق باشیم و با سازگاری مثبت پیش برویم .

    عزیز دلم ، خانواده شوهرت رو همانطور که هستند بپذیر ، چون اونها را انتخاب کرده ای به عنوان فامیل ، برای این کار بهتره خودتو جای اونها بزاری ، از دریچه نگاه اونها نگاه کنی ، و نخواهی اونها تغییر کنند ، بلکه بپذیر که اینگونه هستند ، و قضاوت بد بودن براشون نداشته باش . بعد ببین با این ویژگیهاشون باید چطوری یک ارتباط خوب و دوستانه و شاد باهاشون داشته باشی و نه اینکه از همان ابتدا با دید منفی نسبت به این تفاوتها بنگری و بخواهی اونها مطابق رویه شما عمل کنند .

    مهارتها کلامی و ارتباطی را یاد بگیر و به کار ببند.

    مثلاً اگر شما آدمی هستی اهل تکلف در مهمانداری وبه خودت سخت میگیری ، لازمه خودت را تغییر بدهی و راحت تر برخورد کنی و زیاد سخت نگیری و مثل مهمان با آنها برخورد نکنی ، مثل پدر و مادرت بپذیرشون و راحت باش ، حتی اگر ببینی این راحت گرفتن شما برای اونها ناخوشایند باشه ، چون شما نه بی احترامی می کنی نه کم محلی می کنی ، بلکه سخت نمیگیری مثلاً حتماً چلو خورشت برای شام درست نمی کنی ، گاهی املت هم درست می کنی با روی باز و احترام و لذت و صادقانه ، اگر اونها خوششون نیاد و انتظار پذیرایی آنچنانی داشته باشند این دیگر مشکل اونهاست و اشتباه اونهاست و شما نگران نباش ، شما جرأتمندانه روش درست رو در پیش بگیر .

    اگراحساس می کنی با اومدنشون از کار و برنامه هات عقب می افتی ، مثلاً درس داری و ... سر موقعی که باید به درست بپردازی عذر خواهی کن و مشغول کارت شو ، و بگو شرمنده هستم ولی کارم عقب می افته ، نه بی احترامی کردی ، نه خواستی تحویلشون نگیری . بلکه به برنامه ای که داشتی رسیدی .

    در یک کلام برنامه های زندگیتون رو درست تنظیم کنید و با وجود اومدن اونها زندگیتونو تعطیل نکنید وبه زندگیتون برسید .

    سعی کنید از این موقعیت برای اینکه از زاویه ای دیگر هم زندگی را ببینید و با آن سازگاری نشون بدهید استفاده کنید ، اینجوری شما آدمی قوی و صبور و توانمند در شرایط مختلف می شوید .


    اگر اونها با این روند شما مشکل داشتند حتماً خودشون آمد و رفت را کمتر می کنند ، مهم اینه که شما احترام را حفظ کنید ، بد بینانه نگاه نکنید ، ارزش بزرگتر بودنشون را در نظر داشته باشید ، اما برنامه های زندگتونو هم داشته باشید ، این میشه رفتار درست از سوی شما . و مهم اینه که شما درست عمل کنید .


    موفق باشی


    .

  15. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 15 آبان 91)

  16. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 تیر 93 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1391-8-09
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    1,446
    سطح
    21
    Points: 1,446, Level: 21
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 42 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مادر شوهر راحت طلب

    سلام
    من این تجربه رو داشتم خیلی برای من قابل تحمل نبود فکر می کردم چون همسرم پسر اولشونه ذوق زدن و دوس دارن برای همین همیشه خوب پذیرایی می کنم ولی هفت سال این ماجرا ادامه داشت تا اینکه بینمون بهم خورد و حالا من گاهی دعوتشون می کنم مادر شوهر من هم وقتی می خواست بیاد خونه ما زنگ می زد به برادر شوهرم و خانمش و خواهرشوهرم و خانوادهاش می امدن تازه خودشونم چهار نفر بودند ولی من با همون امکاناتی که وجود داشت پذیرای می کردم حس می کردم این هم خودش براشون راحتی بیشتری بوجود میاره الان خیلی افسو س اون روزارو می خورن و گاهی مادر شوهرم میگه دیگه مهر و محبت اون موقع ها نیس بااینکه من سعی می کنم رفتارم کاملا خوب باشه و از لحاظ پذیرایی دیگه مل قبل نیستم و سعی می کنم هرجور شده خوب پذیرایی کنم
    جندتا پیشنهاد
    فکر نکن این به خاطر اینه که اول زندگیته
    گاهی اوقات که واقعا کار داری بهشون بگو
    نذار براشون یه عادت بشه
    همیشه در همه چیز تعادل نگه دار ( این تجربه 8 ساله منه )
    هیچ وقت به مادر و پدرشوهرت بی احترامی نکن حتی اگه حق باتو باشه

  17. 2 کاربر از پست مفید ارشیدا تشکرکرده اند .

    ارشیدا (دوشنبه 22 آبان 91)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.