به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

Threaded View

  1. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 06 بهمن 91 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1391-8-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    272
    سطح
    5
    Points: 272, Level: 5
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 29 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی نگرانم لطفا راهنماییم کنین.میترسم مقتصد باشه!

    سلام عزیزم من تخصص در روانشناسی ندارم اما تجربه شخصیمو میگم.
    یاد روزهای اول عقد خودم افتادم که حال و روز شما رو داشتم.خیلی نگران شده بودم که نکنه شوهرم خسیس یا حسابگر باشه .از طرفی خونوادم بیشتر ناراحتم میکرد اون رفتاراشون ناخواسته منو هم حساس کرده بود هم سرد.اخه خواهرم اوایل ازدواج هرشب رستوران و تفریح بودن اما من نه.

    وقتی میرفتیم بیرون به جز دو سه مورد تو دوران عقد ما واسه شام بعد از تفریح یا میرفتیم خونه اونا یا خونه ما.
    بهم اوایلش پول تو جیبی نمیداد بر عکس شوهر خواهرم .یا کادو های گرون قیمت نمی خرید .ولی خونوادش به من میگفتن ولخرجه و کنترلش کنم که پولش نره واین عصبیم میکرد.البته بعد فهمیدم اونا خسیسن.
    یه مسافرت رفتیم با خونواده من و ویلا مال عموی شوهرم بود و مجانی در اختیار ما.رو اون حساب شوهرم کمتر خرج میکرد واین باعث شد شوهر خواهرم ناراحت شه که مثلا شوهر من داره زرنگ بازی در میاره.و مسافرت زهرم شد.
    یا دو ماه بعد عقدم من قرار بود با دانشگاه برم مسافرت .وقتی اومد شبش خونه ما گفت ناراحته که میخواسته از حسابش پول برداره که نتونسته و بهم پنج تومن داد که بابام بیشتر ناراحت شد گفت مگه تو اینقد مونده ای.خود بابام پول داد.
    خلاصه همه خونوادم نگران و ناراحت و همش میگفتن یه جور باید بفهمه.اینقد ناراحت بودن که من که واسه شوهرم عروسک سوغاتی اورده بودم یواشکی بهش دادم.
    خلاصه یه مدت گذشت من سعی کردم خجالتمو بزارم کنار و خواسته هامو کم کم بگم یا به شوخی یه چیزایی میگفتم کم کم دیدم تقریبا همه چی سو تفاهم بوده وبیشتر خونوادش سعی میکردن جلوشو بگیرن
    نزدیک به دوران عروسیمون هم پول توجیبی میداد بهم هم کادوهای خوب.الانم که بعد ازدواجه از این نظرا اصلا مشکل نداریم وحالا خونوادم خودشون با خنده یاد میکنن میگن یادته ما چقد ترسیده بودیم گناه بدبختو پاک کردیم.خلاصه میگم درصد زیاد از این رفتاراش به خاطر بلد نبودن بود مثلا نمیدونست باید پول تو جیبی بده به من.که خودم یه بار داشت پول میشمرد به شوخی گفتم میخوای بدی به من.یهو حس کردم ذهنش جرقه خورد باید به منم پول بده بعد اومد نصفشو به من داد از اون به بعد هروقت حقوق میگرفت یه مقدار میداد.یا علت دیگه از این حسابگریشم نگرانی از خرجای عروسی بود که بعد عروسی خیلی راحت میشی.
    خلاصه ببخش سرتو به درد اوردم اما خواستم بگم حیف اون روزای خوب که اینجوری هدر رفت.اصلا هم نظر بقیه واست مهم نباشه. با ترفندای من میتونی یه کم اگه حسابگر باشه درستش کنی.سعی کن از همین اول عادت بدی

  2. کاربر روبرو از پست مفید نورا تشکرکرده است .

    نورا (دوشنبه 15 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ادامه ی مسائل اقتصادی ما
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 22 شهریور 93, 13:43
  2. اقتصادی بودن شوهرم
    توسط naz gol در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 04 خرداد 92, 11:30
  3. زن و شوهر و مسايل اقتصادي
    توسط niloofare abi در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 02 دی 88, 22:01

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.