نمیشه هم با یکی وارد فاز ازدواج شم چون حوصلم سررفته...
احساساتت عادیه حتی این تاپیکت
اما این حرفت یکم عجیبه ( و به شدت خطرناک)
قبلا هم بهت گفتم اگر کسی رو نمیخوای بیخود درگیرش نکن، برات گرون تموم میشه، خودتم میدونی
با دوستام کافه که میرم..پسرا میان..هستن.
دورم همه تو این فازا هستن...
همه که میگم یعنی همه
این همه ای که گفتی رو کاملا درک میکنم
همه یعنی همه
همه یعنی حتی اونایی که فکرشو نمیکردی
در مقابل این همه ! احساس های متفاوتی پیدا میکنی
احساس ضعف، احساس غرور، احساس درد، احساس سرخوشی و کلی احساس متناقض و متضاد دیگه
بدتر از همه اینه که به خودت شک کنی
به چیزهایی که بهشون باور داری
بنظرم اینجور موقع ها باید صبر کرد
یه نفس عمیق چند روزه
باید دوباره نفس کشید
باید دوباره همه اطلاعاتت رو پردازش کنی
همه احساست رو
باید یه مدت از این کافه تکراری و ادمای تکرای دور شی
علاقه مندی ها (Bookmarks)