سلام طاهره جان.
مطالبی که نوشته بودی خیلی جالب بود. اینکه انسانها از کلمات یکسان معانی متفاوتی در ذهن دارن و بیشتر درگیریهای زن و شوهر در یک خانواده زاییده این موضوع است و ریشه در کودکی دارد. حال سوال این است که چطور میشود بین اینها هماهنگی ایجاد کرد و در واقع یک معنی واحد در ذهن طرفین ایجاد کرد؟ با توجه به اینکه معانی کلمات در ذهن افراد کاملاً حک شده و کمتر کسی حاضر به تغییر دادن آن است . چون آن معنی را با تمام وجود دیده و حس کرده. به عنوان مثال در داستان اول که در رابطه با سگ بود . زن به وضوح وفاداری سگ را درک کرده و با آن طی سالیان دراز خو گرفته و هیچ شکی در اشتباه بودن آن ندارد .در حالیکه ذهنیت مرد از سگ به عنوان یک حیوان خطرناک و نجس می باشد. چطور میشه بین این افراد هماهنگی ایجاد کرد؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)