به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 12:59]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    276
    سطح
    5
    Points: 276, Level: 5
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 50 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرحم دردم باشيد...

    سلام.
    واقعا ممنونم.
    فكر نميكردم به اين سرعت جواب بگيرم.
    خيلي خوشحالم كردين.
    با حرفاتون موافقم و واقعا آروم شدم، خصوصا اينكه چيزايي گفتين كه شايد كمتر بهش فكر كردم...
    در مورد عنوان تاپيك كه چون از زمان مشخصش گذشته نميشه، اينكه گفتين توي ارسال بعديم عنوان رو بگيم منظورتون همينجاست؟! فكر كنم عنوان بشه " كمك براي به آرامش رسيدن " بهتر باشه.
    با همه حرفا موافقم، اينم خودم ميدونم كه اينقدر احساسي بودن اصلا خوب نيست، اما نميدونم چي كار كنم كه اينجور نباشم...
    حرفاتون همش درسته و هيچ حرفي توش نيست، فقط عملي كردنشونو نميدونم چه طور توش موفق باشم...

    و یه سوال دیگه:

    اینکه یعنی شما هیچ جوره براتون امکان نداشت بری شهر اون خانوم؟در واقع من حس میکنم نه شما از موضع خودت پایین اومدی و نه اون خانوم.
    در اين مورد بايد بگم كه خوب نميشه مطلقا گفت، تونستن كه ميتونستم، هر كسي ميتونه تغيير بده تو زندگيش، اما اولا من اون شهر رو اصلا دوست نداشتم كه اولم گفته بودم بهش، و اينكه من شرايط يه زندگي عادي رو تو شهر خودم داشتم مثل خونه، يه كار ساده و به خصوص ساپورت كردن خونواده كه واسه مرد خيلي مهمه اونم واسه من روفقط ميتونستم تو شهر خودم داشته باشم و اينكه من دانشجو هم هستم و اگه ميخواستم برم شهر اون بايد تمام زندگيمو از اول شروع ميكردم و واقعا سخت بود و... ، به همين خاطر من از اول اصلا به رفتنم فكر نكرده بودم، ايشونم با تمام سختياش راضي بودن كه بيان شهر من، فقط باباشون مخالف شديد بودن، چون تك دختر بودن و كم كم مخالفتاشون به تموم خانواده سرايت كرد...
    اين بود ديگه...

  2. کاربر روبرو از پست مفید m4169k تشکرکرده است .

    m4169k (سه شنبه 16 آبان 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.