نقل قول نوشته اصلی توسط coocoolcan
سلام
از فرشته ی مهربون گلایه دارم.حرفای شما بوی کینه توزی و جنگ میدن.چه معنی داره آدم دل یکی رو بشکنه.هر چیزی راهی داره،راه حل این موضوع هم منطقی صحبت کردن با طرف مقابله،نه طرد کردن و بی ادبی.
سلام "coocoolcan" عزیز
شاید در نگاه و برخود اول نظر شما درست باشه، اما وقتی کلی با دلیل و منطق باهاش حرف زدم و قانع نشده، به نصیحت کارشناس و روانشناس اهمیت نداده، برای دید من ارزشی قائل نیست و برای مقصود خودش با لجبازی منطقو زیر پا میذاره، بازم منطقی صحبت کردن کارگشا خواهد بود؟!
کسی که به دید خواهر باهاش صمیمی شدی و برادرانه دوستش داری، بخواد رمانتیک نگات کنه و حرفای احساسی و آن چنانی بهت بزنه، در حالی که تو هیچ حسی بهش نداشته باشی، فکر کنم اسمش میشه خیانت و باید هر چه زودتر به این سوء برداشت پایان داد.
اگه با منطق نشد، شاید به قیمت شکستن دلش باشه، اما وقتی کار بیخ پیدا کنه و به بن بست برسه، نه فقط دلش، که سرش هم خواهد شکست!
کینه ای در کار نیست و این از شدت علاقه و خیرخواهی نسبت به طرف هست، وفتی دیگه ناگزیری. باید به قیمت اخم و تشر منصرفش کنی و خدا میدونه که سرسوزنی بی ادبی بهش نکردم.
برای من هم خیلی سخته، مطمئن باشید خودم هم کم تر از ایشون آزرده خاطر نیستم. مدام فکرم درگیر این ماجراست و همیشه از نگاهش فرار میکنم.
اما دورادور از طریق نزدیکانش، جویای احوالش هستم.
و باور کنید همه ی این ها، خلاف میل درونم بوده.

نقل قول نوشته اصلی توسط Parsa y
من فکر کنم از جهاتی توصیه فرشته مهربان بجاست.

چون اصلاً ممکن است اصرار این خانم در دانشگاه خراب کردن وجهه شما باشه . البته این رو خودت باید بفهمی چون ایجاد یک رابطه سازنده هیچگاه به این شکل نیست اونهم زمانی که اصرار از جانب دختر باشه. یعنی معمولاً پسرها پیشقدم هستند و دخترها تصمیم گیرنده و چون در محیط دانشگاه هستی ممکن است بدون اینکه حتی خودتون هم در جریان قرار بگیرید تا الآن هم زیر ذره بین سیستم نظارتی دانشگاه قرار گرفته باشید.

بنابر این در جریان قرار دادن موضوع میتونه حتی الامکان سوء برداشت احتمالی رو نسبت به شما از بین ببره
و تشکر از راهنمایی شما دوست خوبم
همون طور که پیش تر گفته بودم، ایشون از خانواده ی بسیار بافرهنگ و محترمی هستند و قصد و غرضی در کارشون نیست
این نسنجیدگی ها هم ناشی از غلبه ی احساساته.