من و نامزدم از طریق دوست صمیمیم باهم اشنا شدیم
به عبارتی ایشون میشه برادر دوست بنده
من عاشق چیزای ترشم و ایشونم خبردار بودن
خلاصه یروز که رفتم خونه ی دوستم(خواهرشوهر)بعد از کلی حرف زدن و ....دیدم واسه پذیرایی از من میوه و شیرینی و....اورد و دیدم تو بساط خوراکی ها دوتا ترشک پیدا شد!!!!!کپ کردم
گفتم ترشک؟؟؟!!!!!!!!!!گفت اره به برادرم(نامزد بنده)گفتم امروز مهمون دارم برو از بیرون خوراکی بخر دیدم ترشکم خرید
بعد ها فهمیدم چون میدونست من قراره بیام خونه شون سر راه با خوراکی هایی که گرفته بود ترشکم واسم خریده بود
اینقده شولپرایز شدممممم که نگووووووووووووووو
الانم رفته مسافرت با دوستاش بهم پیام داده ساعت 7 صبح که چیزی نمیخوای برات بگیرم؟؟؟
منم از خدا خواسته گفتم چرا داری میای ترشک یادت نرهههههههه
الان منتظرم زودی بگذره تا بیاد و سوغاتیمو ازش بگیرم








گفت اره به برادرم(نامزد بنده)گفتم امروز مهمون دارم برو از بیرون خوراکی بخر دیدم ترشکم خرید 


پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)