این دوستمون مشخصه که عذاب وجدان گرفته از رفتاری که با اون دختر داشته به همین خاطر سعی میکنه با انگ زدن به اون خانم عذاب وحدانشو بپوشونه. دوست عزیز ما اشتباهی کرده که به نظر باورنکردنی میاد. آخه با وجود داشتن همسر چه نیازی بود که اون بلا رو سر این دختر بیاری؟ من بیشتر دلم به حال اون دختر میسوزه که واقعا زندگیش چی میشه و آقای محترم شما در برابر آینده اون خانم مسئولی. از این ماجرا حتما این درسو گرفتی که همیشه آب رفته رو نمیشه به جوب برگردوند. اون دختر خانم بدبخت شد ، اعتماد همسرتو از دست دادی شغلتو و خونه زندگیتو از دست دادی و یک لکه تاریک در زندگیت مونده. مهمه که پشیمون باشی، اشتباهتو و ظلمی که در حق اون خانم کردی بپذیری.
این که میگی در خونواده بسته ای بودی خب یک عقده اینکه کارهای هیجان انگیز انجام بدی واست ایجاد کرد اما به نظر من به ازدواج اجباری نباید تن میدادی، دختر هم که نبودی به زور شوهرت بدن.
خیلی فکر کردم که رابطه با اون دخترو بفهمم نتونستم. به نظر من کار خاصی نمیشه کرد که اوضاع بهتر بشه. در واقع داری تقاص اعمالتو پس میدی.
یک نکته خندهدار هم در مورد ایشون وجود داره واون اینه که خیلی حق به جانب تشریف دارن میگه " دختره فاسد" اون دختره اگه فاسد بود تو متاهل دروغگو زننده پرده بکارت چی هستی ؟ ام الفساد ؟ خود شیطان رجیم؟