عزیزم ممنون از توجهت .. ما عقد کرده هستیم ..
ما چند ماه قبل درباره ی تمام این موضوعات و تمام انتظارات و حریم ها با هم صحبت کردیم و حتی مکتوب نوشتیم و زیرشم دوتایی امضا کردیم .. و قول دادیم که برای همیشه رعایت کنیم تا به مشکل نخوریم ..
آخه نامزد من اصلا این کارو خیانت حساب نمیکنه !! دائم تکرار میکنه تو میدونی من منظوری ندارم و این خیانت نیست .. میگه ما چون رابطه مون خانوادگیه و از بچگی بزرگ شدیم اصلا با هم این حرفها رو نداریم و اگه اون خانوم اینجوری صحبت میکنه به دلیل اینه که اونجا این جور مسائل عادیه .. تو صحبت هامون بار ها و بارها اشاره میکنه به این که اونجا شرایطش با ایران فرق داره و همه با هم راحتن .. اون خانوم دوستای پسر داره و با همه شون اینجوری برخورد میکنه .. میگه تو که میبینی من زیاد باهاش صحبت نمیکنم و فقط به خاطر دوستی قدیمی و سرگرمیه ..
هر دفعه میگه ما به اندازه ی کافی مشکل داریم و تو به جای اینکه رو این مسائل حساسیت بی خود نشون بدی تو خرج و مخارج کمک من باش .. مدام ضعف های منو بهم یاد اوری میکنه و به قول معروف منو مجبور به عقب نشینی میکنه ..
با توجه به اخلاقش میدونم که از این به بعد صحبت کردن بی فایده ست .. فقط اونو حریص تر میکنه نسبت به این مسئله ..
با اینکه هیچ چیزی کم نمیذارم تو رابطه مون بازم میترسم نکنه به خاطر ضعف های من پناه ببره به اون ..






علاقه مندی ها (Bookmarks)