ببین همه مشکل تو خلاصه میشه تو یه جمله: «لطفا همه منو دوست داشته باشین»
توی موقعیت های مختلف می ترسی چون نگرانی که اشتباه کنی و دیگه کسی دوستت نداشته باشه...نمی توونی در مقابل خواسته های نامعقول پدر مادرت اعتراض کنی چون می ترسی دوستت نداشته باشن و طردت کنن...از این که دوستات دیگه دوستت ندارن و تورو تنها گذاشتن اعصابت خورده و..............
این همه فشار معلومه نتیجه اشم میشه یه شخصیت متزلزل و سردرگم که عرضه خیلی از کارهارو نداره...چون فقط دنبال تاییده...چون برای دوست داشتن خودش شرط گذاشته و شرطشم دوست داشتن و تایید دیگرانه
من حرفم اینه:
یه مدت ول کن این فکرو که همه باید بگن به به چه پسری...چـــــــــه آدمی...
و اتفاقا کاری بکن که همه ازت بدشون بیاد و بین همه این تایید نشدنا خودت به داد خودت برس و خودتو دوست داشته باش بدون هیچ شرطی...بدون هیچ دلیلی
اشتباه کن...مخالفت کن...برخلاف میل همه رفتار کن...توی موقعیت های مختلف اجتماعی گند بزن...بذار همه فکر کنن غیر عادی هستی...از این که یه آدمی باشی که همه بگن "واه چرا این اینطوریه!!!!" نترس و دقیقا اجازه بده همه همینو بگن








علاقه مندی ها (Bookmarks)