گاهی وقتها توهمات و یا سوءتفاهم باعث میشود بنیان زندگی از هم بپاشد. شما حق دارید نگران باشید که مبادا باز خبری باشد، اما آیا این نوع نگرانی بیش از حد ،باعث ایجاد وسواس و بدبینی حتی نسبت به روابط ساده اجتماعی همسرتان نمیشود؟
پس ما حق نداریم در حالی که هیچ مشکل خاصی پیش نیامده ،در ذهن خود سریع به استقبال افکار منفی برویم؛ تا جائی که برایتان امکان پذیر است حمل بر خطا نکنید.
وقتی که شما یک زندگی خوب و راحت دارید، همسرتان نسبت به شما بی تفاوت نیست، در روابط زناشویی هیچ مشکلی ندارید،در خصوص مسائل عاطفی میان زن و شوهر هم برای شما کم نمیگذارد ،دیگر نیازی به سرک کشیدن های بی مورد نیست. بدین خاطر است که توصیه میشود خانم ها و حتی آقایان دست از پلیس بازی و شک بی مورد بکشند.
تنها کسی که میتواند به شما کمک کند ،خود شما هستید. افکار مخرب و سمی را کنار بگذارد، و به فکر تقویت مهارتهای زندگی و مهارتهای زندگی مشترک باشید.نوشته اصلی توسط shabe niloofari





.خوب حالت رو میفهمم اما... دوست دارم بدونی راه دوست داشتن همسرت اشتباهه... عشق واقعی اینه که همسرت مثل یه پرنده رها باشه و تو اون همه ازادی انتخاب کنه که رو بوم تو بشینه....عشق اینه که نتونی غمگین ببینیش...که نتونی غمگینش کنی ...منم یه همسرم ... باورم اینه که اگه دوستش دارم باید پرو بالش باشم نه بند وزنجیرش...من اونو به خاطر خودش دوست دارم نه برای خودم... به اون حقیرانه مثل یه شیئ نگاه نمیکنم ...اونو ذره ای از خدا میدونم که باهاش زیبایی های زندگی رو کشف کنم...شاید فکر کنی اون چه ادم منحصر به فردیه یا بدون اشتباهه اما نه باور کن یه ادم معمولی حتی به خاطر مشکلات کاری عصبی وتا حدی بددهنه که تا حالا کلی هم اشتباه کرده حتی مدل دوست داشتنش هم مثل شماست منو فقط برا خودش میخواد اما مهم اینه که من چه طور فکر میکنم .ومن اونو هر طوری که هست دوست دارم ...این رهایی من اونو اسیر کرده ... بارها گفته که محیط امادست برای خطا اما من مگه چی میخوام که برم ...باهاش مثل رفیق حرف میزنم تا خواسته هاشو بگه...و بهشون عمل میکنم دو تا بچه داریم اما همیشه بهش گفتم عشق به اون برام اولویت داره و بگم برای عاشق بودنم هیچوقت خودمو له نکردم میدونو اون موقع دیگه دوست داشتنی نیستم
علاقه مندی ها (Bookmarks)