سلام
ديشب اولين شبي بود كه اميدوارانه كارهامو انجام دادم اعم از نظافت خونه آشپزي و ...
خيلي هم رو رفتار شوهرم حساس نشدم حتي موقعي كه غذا كم خورد گفت مي خوام رژيم بگيريم و غذا اون زوري كه خوشش مي ياد نيست ...اما بعدش كلي بستني و پفك و ميوه و ... خورد
من هيچي نگفتم
فقط اميدوارانه .....اما هنوز كم محلي مي كرد
درسته كه شما مي گيد آدم تو دعوا همه پلهاي پشت سرش رو خراب نمي كنه من خودم هميشه به اين اصل معتقد بودم اما شوهرم جندين بار تو دعوا اين كارو كرد مي تونم بگم از خودش ياد گرفتم ...........اما من اونو مي بخشيدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)