سلام آقاي آرش
اول بايد بگم كه از اتفاقي كه براتون افتاد و منجر به اين جدايي شد متاسفم. براي كل اين دو سال متاسفم.
كاش هسرتون شما را با اين همه سوال بي جواب تنها نميگذاشت. حداقل ذهنتون را آرام ميكرد و بعد ميرفت. هر چند شما هم كمكي نكرديد كه اين اتفاق بيافته.
سرزنشتون نميكنم.
انسانها در عين حال كه خيلي ساده و شبيه بهم هستند ولي خيلي پيچيدهاند و در وضعيتهاي مشابه رفتارهاي متفاوتي را نمايان ميكنن.
بايد بگم كه من هم در وضعيت مشابه شما بودم. البته در نقطه مقابل شما. ميـونيد تاپيكهاي منو پيدا كنيد و بخونيد.
خيلي وقتها تصميمي را كه همسرتون گرفتند را گرفتم اما به خيلي از چيزها فكر كردم و تصميم گرفتم كه علي رغم درد و رنج فراواني كه متحمل شدم بمونم و اين زندگي را از نو بسازم. اما محكمتر.
خدا را شكر تا حدي هم موفق شدم. هر چند دلنگراني ها و دلشورهها دست از سرم بر نمي دارن.
و اما مشكلاتي كه من از تاپيكهاي شما متوجه شدم اگر ناراحتتون نمي كنم بيان كنم.
1- شما تمام احساساتتون را فقط تو دلتون به خانمتون گفتين. اشتباه نكنيد اگر نامه اي هم براش نوشتيد اين نامه حكايت از احساس شما نداشت. بلكه نامهاي براي اتمام حجت و اينكه ببين من همه كارهاي ممكن را دارم ميكنم. حالا خود داني ميخواي برگرد و ميخواي برنگرد. نامه و حرفاتون بوي دوست داشتن را نميدادن. بوي خواستن همسرتون را با تمام وجود نميدادن. ما هم اينور مانيتو همين برداشت را كرديم.
2- بسيار مغرور.
3- تكليفتون با خودتون هم روشن نبود. اينو همسرتون با تمام وجودش احساس كرد.
4- طوري وانمود كردين كه انگار تا آخر عمرتون اين مسأله را فراموش نخواهيد كرد و او را نخواهيد بخشيد.
5- فكر كرديد كه تمام مشكلات با پول حل خواهد شد.
6- شما در باطن خودتون زودتر از همسرتون به طلاق راضي بوديد. اينو زماني ثابت كرديد كه پاي فعال تمام دادگاه ها و قرارهاي دادگاهي ايشون بوديد. عجله شما بيشتر نمايانتر بود. البته از ديد همسرتون.
(اينها برداشت من از نوشته هاي شما بود. از بطن نامرئي نوشتههاتون. البته صد امكان وجود دارد كه اشتباه كرده باشم.)
اما آخرين و مهمترين و بدترين اشتباه شما:[b][size=medium]
متاسفانه آبروي همسرتون را پيش خانواده خودش و خودتون برديد. اين مسأله كم چيزي نبود.
همسرتون هميشه اين دغدغه را خواهد داشت كي مي تونه غرور و آبروي از دست رفتهاش را بدست بياره.
هميشه نگران زخم زبان عمدي و غير عمدي خانواده خواهد بود.
هميشه نگران بزرگ شدن دخترتون و سوالهاش در مورد طلاقتون و احياناً مواخذه ايشون.
اگر خواستيد باز هم مي تونم از زبان همسرتون باهاتون صحبت كنم.
موفق باشيد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)