سلام فاطمه جان،
من هر چی می نویسم در حد اطلاعات و ذهن ناقص و آشفته خودمه، ولی شاید بتونه کمی کمکت کنه...
عزیزم روزی که شما ازدواج کردید تصمیم گرفتید که در خوشیها و ناخوشیها با هم باشید و کنار هم بمونید، درسته؟ شوهر شما حقوقش کفاف زندگی رو نمی ده ولی کار می کنه و داره تلاشش رو می کنه که شما و فرزندتون آسوده و راحت باشید(البته تا جایی که من متوجه شدم)
من واقعا موندم که این روزها اگر زن و مرد با هم در ایران کار نکنند واقعا باید زیر خط فقر زندگی کنند، خودتون رو با مادرو مادرشوهرتون مقایسه نکنید، اونها توی یه دوره دیگه زندگی می کردند...
به نظر من شما بیشتر از این ناراحتید که برخورد همسرتون با این قضیه رو نمی پسندید! احساس می کنید دارید استثمار می شید که البته بسته به طرفتون ممکنه واقعا چنین قصدی داشته باشه و یا فقط به دلیل اینکه اقندار مردانه اش زیر سوال نره دست به این رفتارها می زنه که باز تشخیصش با خودتونه و بهتر می تونید درک کنید که کدوم یکی هست.
من راستش نمی تونم خوب راهنمایی کنم که چطور با شوهرتون صحبت کنید و چطور جریان رو مطرح کنید، به قول معروف "کچلک طبیب بودی سر خود دوا نمودی!"
ولی در هر حال فکر می کنم اگر بد نباشه با سیاست زنانه ای که داری جوری متقاعدش کنی که ماشین رو به نام تو کنه . مثلا بهش بگو دوست دارم یه ماشین از خودم داشته باشم یا چیزی شبیه به این! البته نباید انتظار داشته باشی که خیلی زود پیشنهاد به نام زدن ماشین رو بهت بده ولی سیاستهای زنانه ات رو به کار بگیر دیگه!!
شاید اگه توی زندگیت چیزی به نام خودت داشته باشی، کمی از این اضطرابت کم بشه و احساس استثمار نکنی.
شاد باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)