محمدامین گرامی
به تالار همدردی خوش آمدی
پسر خوب و عزیز
خوشحالیم که راه مشاوره را در پیش گرفتی . و باز هم خوشحالیم که همدردی را انتخاب کرده ای .
این احساسات مربوط به شرایط سنی شما و دوران بلوغ هست ، فقط نیازه بهش بی توجه باشی . اگه بهش بها بدی و بزرگش کنی تمام احساساتت را درگیر خواهد کرد و به درس و روح و روان و حتی اخلاقیاتت لطمه خواهد زد و ممکنه در ادامه به انحراف بکشاندت . لذا این احساسات را باید کنترل کرد .
توجه به هرچیزی به صورت افراطی و درگیر کردن ذهن و روح و روان با آن ، اشکال دارد و باعث آسیب به آدم می شود و اگر می شنوی که اینجور عاشقی گناه محسوب میشه به خاطر همین ضررهاشه . یعنی کلاً هرچیزی که بهش میگن گناه یعنی آنچیزی که ضرر به ما می زند و آسیب به ما می رساند .
لذا اینکه حس خوبی نسبت به این حالت خودت نداری و احساس می کنی ممکنه گناه باشه . این ندای عقل تو هست که میخوادبا این زبان که باهاش آشنایی بهت بگه این احساسات را کنترل کن . چون عقل هم مثل نگهبان یا هشدار دهنده در درون ما عمل میکنه تا احساسات ما ما را به جاهایی که آسیب رسان هست نکشانه .
اینه که همین عقلت ترا دچار تردید کرده و دعوتت کرده که با کسی مشورت کنی و کمک بگیری و ..... همینکه تو پسر خوب توجه به ندای او کردی و خواستی کمک بشی خدا هم راه رو بهت نشون داده و وارد همدردی شدی .
سعی کن از تکنیک توقف فکر استفاده کنی . یعنی چه ؟ یعنی اینکه هروقت یاد اون پسر می افتی و احساساتت شدید میشه خودتو وادار کنی که از یاد و فکر او بیرون بیایی ، و خودتو به کاری مشغول کنی .
اون پسر هم کار خوبی کرده که داره ازت فاصله میگیره . مطمئن باش که اگر تو دست از ابراز علاقه برداری و عاقلانه رفتار کنی او هم برات احترام قائل هست .
خیلی خدا را شکر کن که اون پسر ازت فاصله میگیره و جواب نامه هایت را نداده ، اگر خدای ناکرده با کسی که مسئله دار هست این رفتار را میکردی چه بسا ازت سوء استفاده می کرد و تو را به انحراف می کشاند .
بدان که خدا هوای ترا داره ،حواست باشه که خودت هم هوای خودت را داشته باشی که نلغزی .
من مطمئنم تلاش خواهی کرد که از این وضعیت بیرون بیایی .
.








علاقه مندی ها (Bookmarks)