مهری جان شاید اگه شما هم بجای اون زن بودی و با اینهمه آزار خانواده شوهر (که الان خودتون هم درگیر این قضیه هستید ) به اجبار مجبور به طلاق می شدی بدون گرفتن حتی یک سکه!! و پشتوانه مالی داشتن!! خوب اگه شما بودی و می دیدی شوهرت دوباره ازدواج کرده چه عکس العملی نشون میدادی؟! حتما با خودش فکر کرده اگه بخاطر خانوداش طلاقم داده پس چطور با داشتن همچین خانواده ای دوباره ازدواج کرده ! چرا منو طلاق داده؟!
خواستم فقط بگم اگه همه ما هم بجای اون خانم بودیم شاید همچین واکنشی نشان می دادیم
مهری عزیز شما مسئول اتفاقات گذشته همسرت نیستی که حالا بخوای اینقدر بخاطرش غم و غصه داشته باشی میدونم زن و شوهر شریک غم و شادی همدیگه هستن ولی ببین بعضی چیز ها واقعا از کنترل ما خارج هست یعنی چون این اتفاق ها بخاطر تصمیمات و کارهای گذشته اطرافیان بوده واقعا ما نمی تونیم حالا بخاطرش کاری انجام بدیم
بنظرم شوهرت باید تمام تلاشش رو برای جلب نظر همسر سابقش بکنه چون مهریه اش هم بخشیده احتمال اینکه از این هم بگذره هست منتها بخاطر همون قضیه اول که گفتم رفتارش فقط یک واکنش بوده و شوهرت باید با حرف زدنهای مکرر و اینکه اگه زندگی جدیدش هم تهدید بشه دیگه امیدی برای زندگی نداره و ...... باهاش صحبت کنه و خلاصه اینکه یکجوری دل اون خانم رو به رحم بیاره عزیزم.
در آخر بگم اگه حق کسی در زندگی پایمال نشه مطمئن باش خدا برکت رو به زندگی انسان سرازیر میکنه
شما هم ناامید نشو خانومی
اصلا فرض کن در ابتدای زندگی قرار گرفتید با همین مقدار دارایی که اگه واگذار بشه روبرو هستید.
مهری جان بذار بعضی وقتها مردها خودشون عهده دار تصمیمات و وظایف خودشون باشن قرار نیست شما یک تنه غم و غصه خودتون و فامیل خودتون و شوهرتون و مسائل قبلی و بعدی شوهرتون باشید!!!









علاقه مندی ها (Bookmarks)