به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت و اعتراف به ازدواج اجباری شوهرم

    عزیزان ممنون که تنهام نذاشتین

    در دوران عقد هم خیلی ذوق و شوق نداشت ...
    از همون هفته اول عروسیمون که هنوز مرخصی ازدواج من تموم نشده بود و تو خونه بودم همسرم با دوستاش رفت بیرون و منو تنها گذاشت ... من اونروز چیزی نگفتم ولی کم کم که میدیدم دوستای مجردشو به من ترجیح میده و مدام باهاشون میره بیرون اعتراض کردم ... هر روز باید بره سفره خونه .. یه جورایی به قلیون معتاد شده .

    خیلی به من دروغ میگفت یا اصلا جواب سوالامو نمیداد تا حدی که رفتار من کنترلگر شده بود طوری که همش داشتم دروغاشو در میاوردم با زدن برچسب دروغگو غر میزدمو دعوا میکردم . ااصلا حوصله خونه موندن نداشت حتی مهمونی هم که میرفتیم همسن و سالای خودشو میبرد سفر خونه .. دیگه همه فامیلای من فهمیده بودم همسرم قلیون میکشه و پاتوقش سفره خونه است ...
    ولی هر چی بهش میگفتمو که کارات اشتباهه با دوستای مجرد بیرون رفتن درست نیست تو سفره خونه ها نشستن درست نیست هیچ تاثیری نداشت و بیشتر خودم تحقیر میشدم .... با گفتن جمله " من زن تو نشدم که برام تعیین تکلیف میکنی " کاراشو توجیه میکرد.

    تو یه جمله میتونم خلاصه کنم که سرش به زندگی نبود .... انگار دلش نمیخواست زندگی متاهلی رو باور کنه.

    میتونم بگم نقطه ضعف من همین غر غرها و کنترل همسرم بود که واقعا نمیدونستم چطور جلوشو بگیرم و ناراحتی خودمو تخلیه کنم ...

    الان بعد از گذشت یک سال و خیانتی که بهم شد و دعواهایی که حرمتهارو از بین برد صبورتر شدم ناراحت میشم ولی دیگه حوصله بحث کردن ندارم .. رهاش کردم هر موقع میخواد میره و میاد ... مغلوب شدم میدونم تا اعتراض کنم خودم متهم میشم و بیشتر با حرفاش ناراحت میشم پس بی خیال میشم .

    بابت اون حرفش های سردش هم که دوستان سوال کردن :
    یه روز که داشت قلیون میکشید و آرامش داشت ازش پرسیدم چه چیزی باعث شده که دنبال خانومای دیگه باشی ؟
    خیلی راحت جواب داد من تو رو نمیخواستم و دلم سوخت که باهات ازدواج کردم
    گفتم فکر نکردی با این کارت به هردومون بد میکنی ؟
    گفت حالا من یه اشتباهی کردم تو نباید الان با من دعوا کنی و سر به سرم بذاری ...

    واقعا نمیفهمم چی میگه . یعنی انتظار زیادیه که من میخوام شوهرم به فکر زندگیش باشه نه به فکر تفریحات و دوستاش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



  2. 2 کاربر از پست مفید *گل یخ* تشکرکرده اند .

    *گل یخ* (چهارشنبه 01 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با همسر معتادم چه کنم
    توسط روناک محمدی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 تیر 97, 22:55
  2. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  3. چطور بدون قهر کردن، اعتراضم را به همسرم اعلام کنم؟
    توسط هستی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 23 دی 90, 00:08
  4. اعتراف به خیانت
    توسط dorsa65 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مرداد 90, 11:43
  5. اعتراض به قوانین تالار
    توسط ashnayedirooz در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 دی 89, 12:59

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.