عشق نامی پاک و مقدس است که فقط برای خدا است و برای غیر از او معنا ندارد .
عشق یعنی دوست داشتن از روی شناخت ,یعنی فهمیدن معشوق
همه ی انسانها حتی کسانی که در پستترین مرتبه انسانیت هستند خوبیها را دوست دارند کمال و زیبایی و نیکی, خواست تمام بشریت است و همه به دنبالش هستند و هر کسی به بخشی از این خوبی ها بیشتر توجه دارد و وقتی آنرا در درون جنس متفاوتش دید و با نیازهای روحی و جسمی اش آغشته شد آنرا عشق تعبیر کرده و در پی به دست آوردنش میکوشد .
عشق فقط متعلق به خداوند است چون او کمال مطلق است شما هیچگاه انسانی را نخواهید یافت که از همه لحاظ کامل باشد (عامیانه : هیچ کس سی تموم نیست !)
اینکه ما انسانهای زمینی را که قابلیت حمل کلمه عشق را ندارند بعنوان عشق خود قرار میدهیم علاوه بر نا آگاهی ما بر نقصان وجود خودمان دلالت دارد چرا که کامل تکامل را تاکید میکند و ناقص ممکن است کامل را تایید کند اما نمی تواند وجود نقص را نیز اثبات کند.
عشق یعنی ندیدن خود و تنها دیدن معشوق اما این اصلآ شبیه انچه که ما از عشقهای زمینیمان در ذهن داریم نیست چون ما یعنی همه ی انسانها خودشان را بیشتر از هر کسی دوست داریم و این طبیعت ماست چون پروردگارمان این چنین در وجود ما نهاده است
و آنچه که برای نفس خود میخواهیم و درطلب آن هستیم کلمه( دوست داشتن ) بهتر میتواند مفهوم را برساند .
شما هیچگاه دیده اید کسی برای به دست آوردن چیزی خودکشی کند که مانند آن زیاد است اگر هم چنین چیزی شنیدید بدانید او مشکلی دیگر داشته .و اینکه عروس بفهمد که داماد قرار است سرش را ببرد فرار میکند! خیلی طبیعی است چون از طرفی کار داماد با عقل و کامل بودن در تناقض است در واقع دلیل نقص است و از طرفی همان طور که گفتم آن دختر بیشتر برای خودش ان مرد را دوست داشته و اکنون انتظار دارید از آنچه که بیشتر دوست دارد بگذرد به خاطر آنچه مانند آن بسیار است ؟!
امیدوارم منظورم را کامل رسانده باشم .
التماس دعا







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)