من شمارو نه ندیدم نه میشناسم.فقط بخاطر خودتون میگم.اگه ناراحت شدین معذرت می خواستم بیشتر آگاهتون کنم.اون آقا با اون قصد و نیت شیطانی که در سر داره تصمیم نداره هر لحظه که اراده کنه زندگی تشکیل بده تصمیم داره هر لحظه اراده کنه رابطه نامشروع داشته باشه.
1- ببین بذار ساده تر بگم ایمان در نماز و تظاهر به نماز نیست و نه تنها شما بلکه خداوند هم از همچین شخصی بیزاره و وعده جهنم بهش داده واژه منافقین هم برای افرادیه که تظاهر به ایمان می کنه.
2- اگه پاسخهای دوستان دقت کنی بهت می گن قطع کن.ولی شما هنوز دودلی و می خوای ادامه بدی.
3- مشکل شما اینه که می ترسین سنتون بالا بره و فرصت ها برای ازدواج تونو از دست بدین!خوب خواهرم اینم راهی داره؟برای هر مشکلی چاره ای هست؟دیگه قرار نیست شما چون قوم و خویش نداشتین و ... ناامید بشین و دست به حماقت بزنین.به جان عزیزتزینم همین 2 روز پیش مراسم عقد خواهرم بود که به خاطر ماه محرم با صلوات برگزار کردیم.بخدا قسم خواهرم هم خوشگله و هم استخدامه و هم باایمان ولی تا سن 30 سالگی هنوز اونی که مدنظرش بود نیامده بود برای خواستگاری.هممون یه جوری براش نگران بودیم ولی خدا جوری بختشو باز کرد که همه انگشت به دهن موندیم.از کمالات پسره (خودشم غریبه است) هر چی بگم کم گفتم.پسر نجیب و باایمان استخدام .حالا شما که 30 سالت نبیست که اینهمه عجله برای چی؟ازدواج با عقل و منطق داشته باشی خوبه یا بری دوست شی(آشنایی) و 1000 تا بلا سرت بیاد؟ یا بری خدای نکرده طلاق بگیری و بمونی خونه بابا؟حالا چند سالتونه؟
من فکر می کنم روش شما برای آشنایی اشکال داره که به مشکل برمی خورین در ضمن شما به کمیت فکر می کنین نه کیفیت!اون هر غلطی می خواد بکنه به خودش مربوطه نه به شما!شما به فکر این نباش که یه دختره دیگه مخشو می زنه و از دست شما می پره! شما نگران خودت باش!منافع خودت مهم باشه!
چند سالتونه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)