به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: خیانت یا ناچاری شاید تقدیر

    نقل قول نوشته اصلی توسط rastin
    سلام من 30 سالمه عاشق همسرم بودم و هستم سرتونو درد نیارم توی یک مرحله از زندگیم که من هنوز مستقل نشده بودم خانومم با مادرم مشکل داشت (خونه پدری زندگی میکردیم مثل خیلی ها که اول زندگی چیزی ندارن ولی تلاش می کنن واسه بهتر شدن )از همین حرفایی که بین عروس و مادر شوهر پیش میاد خلاصه که خانومم پولو بهانه کرد و رفت به شهری که وضع کار بهتر بود تا کار کنه منم وقتی دیدم اینجا داره اذیت میشه رضایت دادم یک سال گذشت و ما جدا بودیم تا اینکه یک روز یک دختر خیلی اتفاقی وارد زندگیمون شد اتفاقی شوماره منو گرفت برادرش تازه فوت شده بود میخواست با یکی درده دل کنه و حرف بزنه منم که یک سال بود تنها بودم خیلی میخواستم یه گوش پیدا کنم که حرفامو بشنوه بعد از چند ماه من حتی اسمشو نمیدونستم و نه دیدمش تازه فهمیدم که باباش توی یکی از اداره هایی که منم کار میکنم رئیسه البته تویه یه شهرستان دیگه منم یه برنامه گداشتم که باباشو ببینم زمانی که من شرایط کارم خراب شده بود به اون دختر گفتم که به باباش بگه من شوهر دوستش هستم و رفتم دیدنش خداییش مرد خوبی بود و چند بار مشکلمو حل کرد حالا مشکل اینه که این وسط خانومم فهمید و همش میگه تو منو فرستادی شهر دیگه که دختر بازی کنی ادمی نیستم که بشه بهش تکیه کرد و .... الانم پاشو کرده توی کفش که طلاق میخوام حالا از مشکلات دیگه بگذریم به نظرتون من گناه کارم ؟؟؟؟
    راهنمایی کنید ممنون میشم
    آقا ی محترم اشتباهت انجا بوده که همه چیز را اتفاقی می بینی و اصلا خودت را در اتفاقات افتاده هیچ کاره و در اختیار تقدیر. همه ما مسول انتخابهامون هستیم. شما که به دنبال یک گوش شنوا بودید اگر واقع بین بخواهید باشید هیچ وقت حاضر نمی شدید با یک زن غریبه حرف بزنید. بلکه تلفن را بر می داشتید و با همسرتون صحبت می کردید. مگر نمی گویید این خانم را هم ندیده بودید. خوب همسرتان هم در همین شرایط بوده و می تونستید نیاز به یک گوش شنوا را با همسرتان برطرف کنید.

    پس سعی کنید مثل یک مرد اشتباهتون رو بپذیرید و به همسرتون نشون بدید که هم شحاعت پذیرش اشتباهتون رو دارید و هم توانایی جبران اون رو نه مثل ترسوها پشت تقدیر پنهان شوید و سعی در سهیم کردن همسرتان در مشکل پیش امده را داشته باشید.

    من به عنوان یک زن اگر همسرم با شجاعت اشتباهش را بپذیرد و سعی در فرافکنی نکند خیلی راحتتر او را می پذیرم و به او تکیه می کنم.


  2. 8 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 03 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.