RE: چطور از عشقم دل بکنم ؟ (به خاطر دوستم)
من الان دارم سعی میکنم شرایطی که توش هستم رو دزک کنم
من با چند قضیه مشکل دارم
اینکه الان که نمیتونیم ازدواج کنیم آیا تمومش کنم؟
راستش یه جاهایی عذاب وجدان هم دارم
اینجا که ایشون داشتن راحت زندگیشونو میکردن، قطعا بعد از اینکه همکاریمون تموم میشد ، هر احساسی هم میبود فروکش میکرد ، اما من با گفتنم باعث شدم پرورش داده بشه و هردومون درگیر شیم
الان اگه ترکش کنم( جدا از اینکه خودم چقد داغون میشم) ، خیلی نگرانش میشم و فکر میکنم کارم نامردیه ( گفتم که ترحم نمیکنم ، اما دلم نمیخواد نامردی کنم )
H.M عزیز
به خدا هیچ ایرادی ندارم!
چه ظاهری چه باطنی( ایراد که زیاد دارم ، اما از اون لحاظ که مد نظرتونه نه !)
هیچوقت هم نترسیدم که هیشکی ازم خواستگاری نکنه
خدارو شکر خونواده خیلی خوبی دارم ، آروم و کاملا بی حاشیه و سرحال
خودم هم موقعیت خوبی دارم و دارم درسمو میخونم و آدم با انگیزه و با تلاشی هستم
راستش نمیدونم چه سریه که اونایی که از خودم بزرگتر هستن هم جذب من میشن( دو تا استاد دانشگاه و یه معلم دیگه و ...)
به قول آبجیم کلا با استادا میپرم!!!
( مزاح بودا)
پسرا هیچیشون نیست
ایراد از منه
من از همون اول قضیه رو به مادرم گفتم
از کارهای یواشکی متنفرم، میگم اگه کاری اونقد اشتباهه که نباید کسی بفهمه، اصلا نباید انجامش داد!
[size=medium][align=center]هیچ وقت نگذارید كه هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش كند
و شجاعت این را داشته باشید كه از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی كنید...[/align][/size]
علاقه مندی ها (Bookmarks)