متاسفم عزیزم / دلم گرفت / عین این ماجرا برا من پیش اومده / اول فکر کردم نکنه تو همون دختری باشی که من ترکش کرد / بعد که خوندم متوجه شدم تو اون نیستی
دانشگاه که بودم یه دختری هی میومد جلو و میخواست یه چیزی بگه ولی نمیدونم چرا نمیگفت و میرفت
یه بار که اومد و تو کلاس نشست ردیف کنار من و هی نگاه میکرد پیش خودم گفتم ازش بپرسم مشکلش چیه و پرسیدم ازش و گفت تو یه سالی که همکلاس بودیم عاشق من شده و میخواد برا همیشه با من باشه
من 19 سالم بود و یکم زود دانشگاه رفتم
من اون روز خیلی برام سخت گذشت و چون نمیدونستم چیکار کنم و چی بگم
از یه طرف دل اون و از طرف دیگه بیماری شدید من
فردای اون روز صداش کردم و نشستم باهاش حرف زدم و خواستم قانعش کنم که این کار شدنی نیست و بگم که داره آینده خودشو خراب میکنه
من هر چی گفتم اون بازم حرف خودشو زد و پا تو یه کفش کرد و گفت باهاش حداقل دوست شم / منم تا حالا راجب اون در مورد دوستی و ازدواج اصلا فکر نکرده بودم و اون برام یه همکلاسی بود !
نشستم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که ادامه ندیم و دوست هم نشیم / چون میدونم آدما دل دارن و زود بهم دل میبندن
بهش گفتم نه و خیلی حالش گرفته شد / چند روز گذشت اومد دوباره باهام حرف زد و گفت نه مهریه میخواد و نه خونه و ماشین گرون قیمت و . . .
گفت فقط منو میخواد
منم سن کمی داشتم و احساساتی شدم بهش گفتم فقط در حد دوستی باهاش هستم
اونم خوشحال شد و اونروز روز خوب برا هردومون بود
چند هفته که گذشت نمیدونم چی شد یه احساس عجیبی نسبت به اون پیدا کردم و یه ساعت که نمیدیدمش احساس میکردم کل دنیا رو ازم گرفتن
تعتیلات پایان ترم من نشستم و با خودم رک و بدون تعارف حرف زدم / مغزم میگفت میخوامش / دلم میگفت بیخیال شو داری آیندشو خراب میکنی
مونده بودم این وسط چیکار کنم یا باید خودمو و دلمو میشکستم و یا اینکه آینده اونو خراب میکردم
آخرش به این نتیجه رسیدم آینده اون برام مهتر از کل وجودمه / و ارتباطمو باهاش کم کم قطع کردم و اون روز به روز داشت میشکست من هم ریخته بودم به هم
ارتباط ما آخرش قطع شد / یعنی من قطع کردم و نذاشتم این مشکل بدتر از اینی که هست بشه
من الان 26 سالمه و 7 سال از اون جریان میگذره هنوز که هنوزه دلم پیشش هست نتونستم فراموشش کنم و احتمالا تا آخر عمر فراموشش نکنم
من اینارو نوشتم که بدونی جریان چی هست و چون از دل پسر مورد علاقت خبر نداری گفتم من این ماجرای زندگیمو بنویسم شاید قانع بشی
عشق گذشتن از خودت برا معشوقت هست / عاشق هر چی میخواد برا معشوقش میخواد و کلا خودشو فرامو میکنه
فکر کنم پسر مورد علاقت هم از خودش گذشته تا تو راحت باشی و آیندت خراب نشه / ممنونم








علاقه مندی ها (Bookmarks)