سلام به همه دوستانم از همه و بخصوص ا قای مدیر برای این موضوع جالب و بسیار مهم تشکر میکنم.
من خودم به شخصه تاثیر ترانه هارو بخصوص مخربش رو روی خودم دیدم.موقعی که عاشق بودم چشمام رو روی حقایق بست موقعی که ترکم کرد با این اهنگها زجه زدم و خون گریه کردم.هیچ وقت نذاشت عاقلانه فکر کنم هرچند بسیاری از احساساتم رو بسیار زیبا بیان میکرد اما انگار از حقایق دورم میکرد.نمیدونم چطور بگم.اما این سری که با پارسا تموم کردم و به این اهنگها گوش ندادم احساس پوچی و بدبختی نمیکنم.تاحدودی احساس ازادی میکنم.چون با وجود این ترانه همیشه و همه جا اسیر علاقه به اون بودم واز تفریحات و مسافرتام لذت نبردم.چه وقتی تو اخر عشق نسبت بش بودم چه تو جدایی ها و ترک کردنا.
اما واقعا نمیدونم جایگاه این ترانه ها کجاست/قبولم دارم که بی نیاز بشون نیستم.اما برای من اثر مخرب داشته تا حدی که پای این ترانه ها تا مرز خودکشی رفتم و خودزنی هم کردم.
حس میکنم این ترانه ها بیشتر نقش یه مسکن مخرب رو داره تایه داروی درمان








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)