وقتي با هم قهريم هيچوقت پيشقدم نميشه
هيچوقت نازمو نميكشه
ميدونم من مقصر بودم ولي
بعضي وقتا نياز دارم بگه دوستت دارم ولي نميگه
نياز دارم نازمو بكشه ولي نميكشه
روح و روانم خيلي خسته ست
تو يه همچين مواقعي ديگه نميتونم جلوي احساسمو بگيرم
ميخوام هرجورشده محبتشو جلب كنم ولي نتيجه عكس ميده
بعضي وقتا به سرم ميزنه كه بهش خيانت كنم تا بفهمه بي مهري چقدر درد داره
الانم بازم من بايد برم منت كشي
خسته شدم
احساس ميكنم ديگه دوسم نداره
براش مهم نيستم
بود و نبودم براش فرقي نميكنهيه راهي نشونم بديد كه ازش متنفر شم
[size=medium][color=#FF0000]









علاقه مندی ها (Bookmarks)