به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 آذر 91 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1391-9-07
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    174
    سطح
    3
    Points: 174, Level: 3
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 25 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: گذشت هایی که در زندگی مشترک با همسرمان کردیم

    به خودم قول داده بودم که هیچوقت حتی پیش خودمم تکرارش نکنم یا بهش فکرم نکنم
    من اول بخاطر خدای خودم بعد بخاطر عشق و علاقه ای که به خانوم گلم دارم هم تا الان و هم تا آخرین لحظه عمرم تحمل میکنم
    همسر من یه دختر خوش اخلاق و بسیار زیبا و مهربون و خوش صلیقه ست
    یه دختر همه چی تموم که همیشه آرزوش رو داشتم
    به حرفام گوش میده و رو حرفم حرف نمیزنه حتی اگه به ضررش باشه
    هیچ مشکلی باش ندارم جز . . .
    جز اینکه نسبت به من خیلی بی توجه هستش
    یه جورایی براش بی اهمیتم حتی میشه گفت بی ارزشم البته من اینطوری فک میکنم آ
    تو بحثامون من حتی بهش {تو} هم نمیگم ولی اون هرچی که دوست داره بم میگه ولی بعدش معذرت خواهی هم میکنه
    مشکل خونوادمو تو سرم میزنه و منو تحقیر میکنه(من هیچوقت پدر مادر نداشتم حتی یدونه فامیل هم ندارم )
    تو این 4 سالی که ازدواج کردیم حتی یه بارم بش بی توجهی نکردم یا حتی کاری نکردم که شک کنم از دستم ناراحت شده یا نه
    چیزی جز محبت و توجه ازم ندیده ولی من و درک نمیکنه
    من تا قبل ازدواج میشه گفت کاملا بی کس و کار بودم تنهای تنها واسه همینم ازش انتظار دارم بم عشقشو نشون بده و دوست داشتنشو ببینم میدونم شاید اون با تمیز و مرتب نگه داشتن خونه یا تهیه غذاهای خوب این کارو داره میکنه ولی من دوست ندارم عشقش رو غیر مستقیم نشون بده
    حتی نزدیکی هامونم که شاید ماهی یک بار باشه با اکراه شدید از طرف اون پذیرفته میشه و هیچ حسی هم توش نیست کاملا از رو رفتارش مشخصه که فقط از رو وظیفه تن به نزدیکی میده
    فداکاریمم(به نظرم فداکاری نیست من خودم اسمشو دوست داشتن میذارم) این بوده که تا حالا اعتراضی به این وضع نکردم حتی طوری هم رفتار نکردم که متوجه بشه من از این رفتاراش ناراحت میشم همیشه خودمو کنترل کردم و بهش لبخند زدم
    راستیتش یه جورایی هم میترسم که بش چیزی بگم آخه پیش خودم میگم نکنه اون فکر کنه من آدم زیاده خواهی هستم
    امیدم به خداست

  2. 9 کاربر از پست مفید مهرداد61 تشکرکرده اند .

    مهرداد61 (چهارشنبه 04 بهمن 91), مریم85 (جمعه 30 فروردین 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.