سلام به همه چند روز نبودم رفتم مسافرت دیدن خانمم در کمال ناباوری قبول کرد که همدیگرو ببینیم
بعد از مدتها رفتیم بیرون شام خوردیم خیلی باحال بود کلی هم حرف زدیم من هم دوباره همه چیزو واسش توضیح دادم البته گله شکایتمم گفتم انم همین طور خلاصه که قرار شد بیشتر حرف بزنیم ولی گفت من حرکاری هم انجام بدم نمیتونم خاطره اون دخترو از زهنش پاک کنم اون حرفا مثل پتک توی کللم میکوبه........
به نظرتون من باید چیکار کنم چه جوری میتونم کمکش کنم
اصلا میتونه فراموش کنه یا توی زهنش کمرنگ تر بشه
یعنی اگر بخواد نمیتونه ؟؟؟؟؟
اون توی این مدت یه از من یه الاحه خیانت نامردی توی زهنش ساخته که حتی لباس پوشیدنم قیافم کارام توی نظرش زشتن حرفام اشتباه میفهمه چجوری میشه که بتونه اروم بشه و فراموش کنه؟!!!!!!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)