با سلام و عرض ادب
خوب نظر دوستان را خوندم و جا داره که م هم یه چند خطی اینجا بنویسم
البته جسارت بنده را ببخشید اگه کمی تند مینویسم چون من معتقد هستم
که با اما ، اگر ، انشالله که طوری نیست ، به دلت بد راه نده و . . . . کاری درست نمیشه
( از قدیم میگن دوست اون که منو بگریونه نه اینکه منو بخندونه )
*************************************
دوست عزیزی که میگه از روی کنجکاوی نام عشق های قبلی شون را توی گوگل و یا
فیس بوک سرچ میکنند و این چیز عادی هست !!!! منم این کارا کردم !!!!
************************************
اولا - که از دید نرم افزاری اگر خاصیت سایت فیس بوک را بخوانید - فیس بوک یک سایت
دوست یابی هست !!!! یعنی دوستان و اشنایانی که به نحوی از هم خبر ندارند میتونند
همدیگه را پیدا کنند
دوما - من خودم توی فیس بوک عضو هستم - - و باید بگم که توی این سایت کسی زیاد از خودش چیزی نمی نویسه و تعریفی نمیکنه بیشتر در حد یک معرفی هست
دوستان عزیز
اگر عشق قبلی شوهر ایشون براش مرده و تمام شده است پس چرا دنبال سابقه
ایشون و یا دنبال رد پایی از یک عشق مرده میگرده ؟؟؟؟ اونم توی یک سایتی مثل فیس بوک !!
خوب حالا در فرض میگیریم که این عشق قدیمی توی فیس بوک پیداش شد
خوب که چی ؟؟؟؟
ایا انسان جائز الخطا نیست ؟؟؟
آیا ممکن نیست بهش پیام بده ؟؟؟؟
اصلا چه چیزهایی توی صفحه فیس بوک میشه نوشت ؟؟؟
به جز یک معرفی معمولی اسم و فامیلی و نهایتا شهر و نام دانشگاه !!!
===============================================
به نظر شما حتی از روی کینه با این عشق قدیمی ممکن نیبست که بهش پیام بده ؟؟؟
به قول باز کننده تایپیک که گفتند شوهرشون گفته ایشون را به خاطر نداشتن شغل
و مدرک جواب کرده ----
آیا ممکن نیست که ایشون بخواد یه جوری بهش خبر بده که ببین منو قبول نکردی حالا من
توی یک ارگان دولتی با مدرک فلان مشغول کار هستم ؟؟؟؟
خداشاهده نمیخوام بهت ذهنیت بد بدم - ولی به قول اقای مدیر
( این نجوا ها هستند که تبدیل به فریاد میشوند پس آنها را جدی بگیر )
شما میتوانید تایپیک من را بخونید و مشگل من را ببینید که من از کجاها و با چه اعتمادی
زخم خوردم
خانم ani نوشتند که =
شما یا به همسرت اعتمادداری یا نداری اگر ادعا می کنید که اعتماد دارید بر حسب این شناخت و فهم و شعور گذشته ی خود نسبت به این رفتار عملی و ذهنی همسرت می توانی اقدام کنی ..........
دوست عزیز منم به همسرم اعتماد داشتم و مثل یک بت میپرستیدمش - ولی نتیجه این
اعتماد چی شد ؟؟؟؟
نتیجه این اعتماد رفاقت با یک مرد دیگه بود اونم به مدت چند ماه
که من نمیدونم توی این چند ماه چه چیزهایی بینشون بوده و ....
===============================
به قول معروف میگه = ( این نامرده که نامردی میاره )
این زن از اول که به شوهرش بی اعتماد نبوده !!!
حس اعتماد مثل حس های دیگه توی وجود همه انسانها هست و تا زمانی که تحریک نشه
تبدیل به شک و بی اعتمادی نمیشه
=========================================
به نظر من شما به عنوان یک خانمی که الان بارداری
اگه با خودت شرط کردی که بی خیال بشی مطمعن باش ادامه میدی - من تجربه این کار
را دارم !!!!
اگه این قضیه برات مهم نبود پیگیری نمیکردی !!!! پس معلومه که برات مهمه و اذیتت میکنه
به نظر من قبل از اینکه به خودت و بچه ت ضربه بیشتری بزنی سنگ هات را با شوهر وا بکن
نزار استخون تو زخم بمونه !!!!
گاهی وقت ها پرده دری لازمه .... ( تکرا میکنم گاهی وقت ها)
من با نظریه آخر خانم ani موافقم
صراحتا باهاش حرف بزن
================================================
در نهایت دوست عزیز =
میتونید نوشته های من را فیلتر کنید و خوب هاش را برداشت کنید و یا اصلا نخونده فرض کنی
ولی قصدم کمک بهت هست
دوست نداشتم از جملات کلیشه ای و خاله ...... استفاده کنم و بهت دلداری بدم ،
جملاتی مثل =
انشالله که چیزیز نیست ...
به دلت بد نیار
درست میشه
برای سر گرمی اینکارا میکنه
دوستی که میگه چرا تو زندگی خصوصی ش وارد شدی !!!!
من میگم = چی زندگی خصوص ؟؟؟؟؟
زندگی خصوصی مال دوران مجردی بود -
زندگی خصوص یک مرد یعنی = شغل ش - کارش - میزان در امدش - میزان فروشش -
حساب بانکی ش و ..... از این قبیل
از کی تا حالا خیانت شده زندگی خصوصی ؟؟؟؟
پس اگه این کار خصوصی حساب میشه تو هم این کارا بکن
********************************************
من در طی دو مورد ضربه ای که خوردم یک چیز را یاد گرفتم !!!
( همیشه به همونی شک کن ، که بهش شک نداری )
جسارت بنده را ببخشید اگر تند نوشتم
موفق باشید
[/undefined]








)



علاقه مندی ها (Bookmarks)