من چند سال پیش خیلی نا امید شده بودم. فکر می کردم مردم تحت فشار های مداوم بی عاطفه و بی رحم شدند و دیگه در کشور ما انسان مهربان پیدا نمی شه. تا وقتی که با یک نفر آشنا شدم که فکر می کردم به اموال دولت چشم داره و می خواد سو استفاده بکنه. شدیداً با ایشون درگیر شدم. یک نفر از دوستان مشترک بین ما وساطت کرد و باعث ختم قایله شد. من به تدریج با ایشون صمیمی شدم و فهمیدم نه تنها دزد نیست؛ بلکه بسیار شریف است. اون کاری هم که می خواست بکنه و باعث ناراحتی من شده بود؛ در واقع ناشی از خوش قلبی اش بود که به یک آدم دزد اعتماد کرده بود.
بعد ها رفتار هایی از ایشون دیدم که از هیچ انسانی ندیده بودم. محبت، فداکاری های بزرگ، اعتماد به همه، خوش قلبی، صداقت، عشق به خانواده و دوستان... ایشون همه چیز رو داشت. واقعاً یک انسان استثنایی بود. باعث شد بفهمم انسان های شریف هنوز وجود دارند. کم هستند ولی وجود دارند.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)