عزیزم تاپیک منو بخون میفهمی اخرش چی میشه
منم مثل تو به طرفم علاقه داشتم منم دیقیقا مشابه خود خودت این اتفاق برام افتاد اما نتونستم طرفم رو جذب کنم چون اون نخواست حالا به هردلیلی نمیدونم اصلا بهم نمیگفت معیاراش چی هست فقط انگار میخواست یه مدتی بامن سرگرم باشه با این که میدونست من علاقمند شدم ولی بازم سعی میکرد تو اون مدت از من استفاده کنه در بهترین شرایط فقط وقت و احساسمو گرفت باقیشمم که....
عزیز جان فکر سر عقل امدن این اقارو از سرت بیرون کن چون هیچ روزنه ای وجود نداره اون مثل یه گوله اتیشه که فقط به دنبال ارضای نفسشه و به هیچ چیز دیگگه فکرنمیکنه حتی اگه یه زمانی هم نیازشو برطرف کنی خیلی زود خسته میشه چون اخرش هیچی نیست چون اساسا هدف شما با هم متفاوته شما قصدت بووجود امدن یه رابطه جدی هست در حالی که طرفت اصلا تو باغ نیست یا نمیخاد باشه خودشم که گفته قصدش چیه پس دیگه داری چیو محک میزنی بیشتر بخای بهش فکر کنی خودتم می افتی تو چاه مثل من میشی منم زمانی که داشتم سقوت میکردم متوجه نشدم اصلا چی شد ولی الان به جایی رسیدم که حس میکنم هویت وجودی خودمو از دست دادم ببین اینوی ادمی داره بهت میگه که خودش تجربه کرده الان از ته چاه داره باهات حرف میزنه من اصلا مخالف این روابط نیستم ولی در حال حاظر در جامعه ما با طرز فکر بسته مردای ما عاقبت همچین دوستی هایی چیزی ازش در نمیاد جز حس بی هودگی و بی ارزشی برای دخترا نه ازدواجی در کاره نه نیت پاکی
پس فکر اینکه حالا بگذره درستش میکنم و این حرفارو از سرت بیرون کن که محاله سرانجام بگیره این رابطه پوچ یک طرفه
برای خلاص شدن از این علاقه هم خیلی باید بجنبی اگه دیر انقدر سخت میشه که نمیتونی احساساتتون کنتر ل کنی
من خودم برای ترک کردنش خیلی تلاش کردم هنوزم باورم نمیشه که نیست اما خب چیکار میشه کرد وقتی یکی نمیخاد وقتی یکی فقط و فقط به یه مسئله فکر میکنه و هیچ هدفی نداره منم کاری از دستم برنمیاد و ضرر و ضیانش دامن گیرم میشه پس نزار بیشتر از این ضرر کنی و وقتتو احساستو پای کسی بزاری که دلت باهات نیست غریزش باتوست این یه واقعیته و هرچند تلخ ولی باید عاقلانه رفتار کرد...
تاقبل این که این رابطه رو خودش تموم کنه خودت تموم ش کن








علاقه مندی ها (Bookmarks)