برای چی سه هفته از او دور بودی ؟
و مجددا چرا تصمیم گرفتی که به ایران بروی ؟
این چه موضوعی است که بخواهد کار را به کشیده زدن برساند ؟
کلا چرا کار به لجاجت و پافشاری کشید ؟
تا تصمیم نگیری موضوع را باز کنی متاسفانه از روی حدس و گمان کسی نمی تواند به تو حرفی بزند و راهنمایی بکند . یک چیزی در کنار این مرد هست که باعث رنجش و ناراحتی اوست . یک چیزی دلزده اش کرده . اگر خودت قادر به شناسایی این موارد بودی قطعا الان زندگیت در چنین وضعیتی قرار نداشت . و حال که به اینجا رسیده باید اول دقت و توجه داشته باشی . باید باز و پذیرا باشی . من از تو چنین چیزی نمی گیرم .
در هر حال هر زمان تصمیم گرفتی درست و با دقت و در نهایت اهمیتی که موضوع زندگیت برایت دارد صحبت کنی . گفتگو را ادامه می دهیم در غیر این صورت نمی توان با موچین بالا سر تو ایستاد و سئوال کرد و تو هم جواب درست نمی دهی .
موفق باشی .![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)