تا منظور 2282 از اعتقاد چی باشه؟
من برای کار از زادگاهم که شهری نچندان مذهبی بود خارج شدم و به یک شهر مذهبی اومدم.جالبه بدونید اینجا با چه چیزایی مواجه شدم
اینجا دوستان زیادی ندارم اما از بین 70 نفر همکارام و کمو بیش افرادی که میشناسم دیدم همه مذهبی هستن و نمازو روزشون عقب نمی افته.اما پاش که بیوفته از تلفن اداره 200 ساعت حرف میزنن.از غیبتو دروغو... هم کم نمذارن و جالبه بدونید با اینکه متاهل هستند اما به ناموس مردم هم....
از چند تاشون هم آمارای فجیعی دارم.
اینا به من مربوط نیست اما فقط بگم که من درسته نماز نمیخونم و روزه نمیگیرم اما روزی یاد ندارم هیچیک ازین کار هارو کرده باشم.
من فقط گاهی مشروب میخوردم (در کل عمرم دو یا سه بار)اونم توی جمع خانوادگی نه بصورت مخفیانه که بعد از اینکه خانم گفتن نخور من واقعا نخوردم.درسته مومن نیستم اما به اخلاقیات پایبندمو به حقوق دیگران تعدی نمیکنم دزدی نمیکنم و مال کسی رو هم نمیخورم.بارها اینارو براش توضیح دادم و خودش هم منکر اینها نشده اما میگه من این درخواستو ازت دارم.اما درخواستش داره بنظرم جنبه شرط پیدامیکنه.
جالبه بدونید بهشون میگم بنظرت نمازی که از سر اعتقاد نباشه و به زور بنده خدا باشه ارزش داره؟ریا نیست؟
نظر شما چیه دوستان؟
از لطفتون متشکرم که راهنماییم میکنید.











علاقه مندی ها (Bookmarks)