سلام سومای عزیزم خوشحالم که دوباره برگشتی
به نظر من الان فرصت خوبیه که دوباره از اول شروع کنید! بدگمانی ها رو کنار بگذار و سعی کن خوش بین باشی! بهش محبت کن و بیشتر بهش برس و اونجوری باش که دوست داره!شاید هم واقعا سرش به سنگ خورده باشه و پشیمون شده باشه! انشاالله مسئله کارش هم درست میشه.
مسئله سرقت از کارتت رو هم فراموش کن. مقدار زیادی که نبوده! فقط رمزهاتو عوض کن که مطمئن بشی.
همونطور که دلش میخواد براش وقت بگذار و باهاش صحبت کن و ازش توی همه چیز کمک بخواه و ازش استفاده کن اینکار تو بهش هویت و قدرت میده و خودش رو پایین دست تو حساب میکنه. وجود یک مرد توانا و قدرتمند به نفع زن هستش و این نکته همیشه مد نظرت باشه. واقعا میدونم چه احساسی داری! من هم مثل تو یک زن خود ساخته و توانا هستم. قبلا به خاطر توانایی هام حتی عارم میشد کارهایی رو به شوهرم واگذار کنم و میگفتم خودم بهتر از پسش برمیام و به اون مسئولیتهای کمی میدادم بنابراین همیشه خسته بودم.
ولی الان این کارو نمیکنم خیلی از کارها رو به شوهرم واگذار میکنم!! با اینکه میدونم شاید به خوبی خودم انجام نده!!
حتی بعضی وقتا وانمود میکنم که اون کارو نمیتونم انجام بدم و فقط خودش میتونه انجام بده! باور کن این کار معجزه میکنه. خواهشا فقط یک مدت امتحان کن . باید مرد رو مشغول کرد و بهش قدرت داد تا فرصت کارهای نامربوط رو نداشته باشه!! واقعا ام الخبائث بیکاریه و نداشتن انگیزه. بهش القا کن که برای ساختن این زندگی بهش احتیاج داری.
باهمدیکه خیلی صحبت کنید. انتظاراتون رو از همدیگه بیان کنید و عشق و محبت رو به زندگیتون راه بدید.
عزیزم یک مدت هم این راه رو برو مطمئن باش ضرر نمیکنی!! آخرش اینه که به این نتیجه میرسی که این راه هم فایده نداره!! ولی پیش خودت آسوده ای که تمام سعیت رو کردی!!
به نظر من خانواده شوهرت اعتمادشون نسبت به پسرشون کم شده!! و اونها هم دوست دارند که اون روی پای خودش بایسته و برای همین کمکش نمیکنند.
به نظر من بعد از یک مدت که روابطتون بهتر شد و شوهرت رو مصمم دیدی که میخواد تغییراتی در عملکردش به وجود بیاره، با پدر شوهرت صحبت کن و تشویقش کن که دست پسرش رو بگیره تا کارا بهتر بشه!
مطمئنم موفق میشی عزیزم. سعی کن زندگیت رو بسازی و با شک و بدگمانی خرابش نکنی!









علاقه مندی ها (Bookmarks)