سلام ترانه جان
خواهر خوبم
کمی صبور باش و ارام.یه انسان اگر بخواد میتونه همه نیازهاش رو کنترل کنه.دلایل شما برای ازدواج منطقی و حساب شده نیست.
مثلا به دلیل نیاز جنسی و یا به دلیل فرار از محیط متشنج خونه.
اینها ناخوداگاه به شما اجازه نمیده تصمیم درستی بگیری.
اول از همه به خودت بیا و خودت رو از لحاظ روحی تقویت کن.درس بخون و ورزش کن و بیشتر در جامعه و اجتماع باش.
دو شکست گذشته رو فراموش کن اما عبرت بگیر ازشون.هرچی بوده تمام شده.
به پدرت هم تا حدودی حق بده اما حرفهاش رو جدی نگیر.
من فکر میکنم اون بیشتر به خاطر فشاری که به شما وارد شده ناراحته.
ازت میخوام دیگه در مورد دو ازدواج قبلی و مشکلاتش فکر نکنی و افسوس نخوری.
حتی دیگه راجع بهش حرف نزن و ذهنت رو ازاد کن تا بتونی برای اینده ات تصمیم درستی بگیری.
حتما سعی کن به جلسات روانکاوی بری تا بتونی فکرت رو اروم کنی و با ارامش کامل و دور از آشفتگی ذهن تصمیم بگیری.
یک واقیعتی رو هم بپذیر.شما فرصت ریسک و ازمون و خطا نداری.این انتخاب باید بسیار دقیق و منطقی باشه.بدون دخالت دادن احساسات در اون.
با اینکه سه سال گذشته اما هنوز افکار شلوغ و اشفته ای داری.بهتره حتما از یه مشاور حضوری کمک بگیری
موفق باشی عزیزم








علاقه مندی ها (Bookmarks)