سلام دوست عزیز
دقیقا من با حرف خارپشت موافقم.
چیزی که ازنوشته های شما هویداست اینه که این دختر هنوز بالغ و کامل و اماده ازدواج نشده.به قول خارپشت نمیشه بهش ایراد گرفت.چون همینه که هست.ذهنیت اون پر از تب و تابای عاشقانه است.جوری که اگه شما نه،نفر دیگه ای وارد رابطه باهاش میشد باز همون تحریکهای عاطفی،همون درخواستها شروع میشد.
یه نصیحت براتون دارم.میتونین اسمشو بذارید تجربه.
هیچ وقت برخلاف معیارای زندگیت و اخلاقیاتت رفتار نکن.وقتی تو چارچوب زندگی تو ارتباط جسمی با دختر مورد علاقت بده(کاری به نظر شرعیش ندارم) اگه بر خلاف عقیدت رفتار کنی دیر یا زود عذاب وجدان میگیری..بعدا پشیمون میشی.و بعدتر به خودت میگی ایا ارزششو داشت؟؟
یه کم خوددار باش..افسار دلتو سفت تر بگیر.بذار منطقت هم حرف بزنه.
زندگی مشترک حرف یه عمره.
پیشنهاد من اینه که یه مدت ازاین موضوع فاصله بگیر و اجازه بده گوشات واسه شنیدن حرفای منطقت باز بشه..دوباره همه چیرو از نو وارسی کن...ببین با تموم این مسائل گزینه مناسبی برات هست این دختر.؟
تذکر:توقع نداشته باش عوضش کنی..یا بزرگش کنی یا باهاش حرف بزنی و قانعش کنی اینکارا خوب نیست.اون بلاخره یه روزی بزرگ میشه.شاید با یه شکست اما تو ببین این دختر با این شرایط مناسبته؟؟
به راه و روشت هم شک نکن.هر چند:
کار تو هم بی غلط نبوده..رایطه دختر و پسر اگه طولانی بشه خواه ناخواه کشش بینشون ایجاد میشه.پس وقتی میخوای با کسی ازدواج کنی زمان اشناییتونو کوتاه بگیر و بقیشو موکول کن به بعد خواستگاری رسمی.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)