میدونی چیه!!من هفته گذشته که رفتم پیش پزشک از دو سه روز قبلش خودمو آماده کرده بودم که چه جوری به دکتر بگم واسم آزمایش ایدز بنویس.
خلاصه اون روز رسید
گفتم تقاضا دارم واسم آزمایش اچ آی وی بنویسی.اونم گفت من باید دلیلشو بدونم!همینطور نگاش کردم.مونده بودم چی بگم!آخرش اندازه یه جمله گفتم میگفت اگه دختر نیستی چی جوری میخوای ازدواج کنی؟ اون میخواست بیشتر بدونه
..
از اون روز اصلا حالم بدترو بدتر شد
نمیدونم چرا
حس میکنم من از جامعه جدام
اصلا نوجوونی نکردم
خیلی زود بزرگ شدم!!!من دلم نمیخواد با نگاه ترحم منو ببینن.من چرا نباید همسر خوب داشته باشم.زندگی خوب.مادر شدنو تجربه کنم!چرا فقط این سر من اومد!
چی بگم به روانپزشک!خودمو بشکنمو داستانو بگم بعد اونم برو بر منو ببینه بگه باید باش کنار بیای؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)