دوستان عزیزم
وقتی بحث طلاق پیش میاد مهریه چیزی میشه که روش بحث میشه به عنوان مسئله ای که نه کسی داده نه گرفته
خانواده من مصر بودن که من مهریه بگیرم و منم بهشون گفتم که توافق کنند سر یه مبلغی و قضیه به دادگاه کشیده نشه . مهریه من 200 تا سکه بود که خانواده ایشون با توجه به وضع مالی عالیشون به راحتی می تونستند پرداخت کنند ولی پیشنهاد اونها این شد که هر چی کادو و طلا و ... دارم دست من بمونه و تنها دارایی ایشون که ماشین پراید هست و 10 میلیون پول به من داده بشه که برادر من موافقت نکردن.
سر این قضیه وکیل گرفته شد و تا حکم مهریه رفت در منزل ایشون ایشون دیروز به من زنگ زدند و فحاشی بسیار شدید و در حد اینکه گفتند وقتی تو با من عقد کردی باکره نبودی که دروغ محض بود و خودشون هم میدونن که بودم . خلاصه بحث به دعوا کشیده شد و جدال بین خانواده ها و من و ایشون.
من از دیروز تا الان فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که زندگی و آرامش من بسیار مهم تر از اینه که من دو سال تو دادگاه ها بدوم و آخرش با توجه به اینکه ایشون چیزی به نامش نیست ماهی یه نیم سکه بگیرم یا نگیرم . زندان هم که برداشتن و ...
تازه من اهدافی دارم که اینطوری خیلی وضعیتم معلقه و نمیتونم تمرکز کنم و به خودسازی و دنبال کردن هدف خودم بپردازم .
امروز با یکی از دوستانم که فرد بسیار عاقلی هست و تجربه ای مشابه داشته صحبت می کردم و با پدر ایشون که فرد بسیار عاقل و با شخصیتی هست . البته فامیل محسوب میشن نه دوست. خلاصه اونها هم گفته های منو تایید کردن و درک کردن که معلق بودن وضعیت من بدتر میکنه اوضاع را و مشاور هم همین را بهم گفت که به همین مبلغ که حدود سی میلیون میشه راضی باش و تمومش کن.
من امروز یه کار سرخود کردم و با توجه به این که سی سالم هست این رو حق خودم دونستم که برای زندگیم تصمیم بگیرم
به ایشون زنگ زدم و البته محکم کاری کردم و تمهیداتی چیدم که کسی نفهمه من به ایشون زنگ زدم . قرار شد ایشون 20 تا سکه و تا دو سال ماهی 500 تومن به من بده. بقیه کارهایی رو هم کرده به خدا می سپارم . می خواستم نظر شما رو هم بدونم











علاقه مندی ها (Bookmarks)