بیا برو!!!
من فک کردم فقط من دیونم و هی تقی به توقی می خوره میام یه تاپیک براش می زنم!
(شوخی کردم)
هر چی گفتی از خصوصیات اجباری پدران هستش! همه این آقایونی که اینجا نظر دادن، چند سال دیگه از بچشون بپرسی بابات چه خصوصیاتی داره، همین هایی که تو می گی رو ردیف می کنه!
ببین، اصلاً ناراحت نشو، تو خونه ی ما که کاملاً به همین شکله! با دوستامم که حرف می زنم اونام همین ها رو می گن!
ببین، من یه مدته فارغ التحصیل شدم و موقع تحصیل کلی وام گرفتم و کلی از همه ی اعضای خونواده تو این مدت قرض کردم و بازم کم آوردم، بابام نمی گه تو پول داری یا نداری!!!!!!
ایها الناس، من 500هزار تومن پول ندارم برم بدم دانشگاه مدرکم رو بگیرم!!!
من اینا رو به کی بگم!!!!
بابام روزی 300 بار به من می گه 10میلیون از من گرفتی و گفتی می ری فوق می خونی و بعدش ده ها برابر در میاری، چرا منو گول زدی و چرا حالا نمی ری سره کار!!!!!!!!! حالا من رفتم جمع زدم دیدم 2وخورده ای کلاً به حساب من ریخته!!! طبق کدوم قانون گردش کرده، خدا عالمه!!!!
به من می گه ازدواج کن، می گم بابا من پول ندارم، می گه تو غصه ی پول اصن نداشته باشی ها، همه ش رو خودم می دم!
از قضا یه خواستگار اومد و چند مرحله پیش رفت و قرار شد ما بریم خونه ی اونا! باید گل می خریدیم دیگه، منم که تو جیبم مگس می پرید، بابا 20هزار تومن داد، می گه برین گل بخرین!!!!!
دقت کن، 20تومن داده، میگه برید گل بخرید!!!!!!!! خدا!!!!!
منم گفتم این الآن که اولشه این جوری می کنه، برا حلقه خریدن 200هزار تومن می ده، می گه برو حلقه بخر!!!!
پشتوانه!!!!!
کدوم پشتوانه!
دیگه جایی نگیا، بهت می خندن ها!!
دانشجو بودم، بدبخت و بیچاره، یه لپ تاپ از تعاونی دانشگاه برداشته بودم قسطی! ماهی 60تومن نداشتم بدم! همین جور که تو شهر داشتم چرخ می زدم و فک میکردم از کدوم گوری جور کنم، یه دفعه یادم به گوشواره هام افتاد و رفتم فروختمشون!این قدر دوسشون داشتم که نگو!
همین حالا تا خرخره زیره قرض هستم! در به در دنبال کار! روزی هزار بار هم هزار نفر بم می گن نرفتی سره کار!
به بابام که گفتم آقاجون، من نمی خوام با من حرف بزنی، من با تو قهرم!
ول نمی کنه، کافیه از روبروش رد شم، شروع می کنه و همین جور می گه!
تا من داد بزنم و مامانمو صدا بزنم بگم بیا به شوهرت یه چیز بگو اعصابه منو داره بهم می ریزه!






)

این قدر دوسشون داشتم که نگو!




علاقه مندی ها (Bookmarks)