به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #24
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    رز زرد تصمیم دارم از دریچه ای دیگر به ماجرا نگاه گنم .


    من این آقا را درک می کنم و تا حد زیادی بهش حق می دم . البته تو را هم درک می کنم .



    بسیار دیده شده که تعداد زیادی در شناخت و تصمیم گیری و انتخاب عجله می کنند و اول عاشق می شوند و درگیری حسی پیدا می کنند ( آن هم به فوریت !) بعد ازدواج می کنند و بعد هم می روند برای شناخت ! بعد هم حد فاصل شنبه که عاشق می شوند تا جمعه کار می کشد به بحث شیرین طلاق و خیانت و قهر و دادگاه و .....( بگذریم که همه اینگونه نیستند اما ما از درصدی که اینگونه هستند و تعدادشان هم بر اساس آمار طلاق کم نیست سخن می گوییم .............وامصیبتا !!)

    و اما در یک قیاس می بینیم که درست قضیه این است که تو از هر لحاظ طی زمان طرف مقابلت را اول بشناسی بعد طی زمان خودت را بسنجی و ببینی که می توانی عاشق او بشوی و یا دوستش داشته باشی و بعد در نهایت ازدواج کنی .

    حال رویکرد تو از نگاه من با عجله توام است . ضمن اینکه درگیر احساس شدی و از نگاه من اشکالی ندارد که این آقا سد راه تو نمی شود و به تو می گوید به زندگیت بپرداز و خواستگارانت را بسنج و ببین و اگر توانستی یکی را انتخاب کن . اگر نتوانستی و در نهایت این آقا را انتخاب کردی ...............همه و همه مسئولش خودت هستی . اما نمی توانی از او بخواهی که دچار عجله بشود و یا مثل تو ذهنش درگیر شود و ..........

    در نتیجه به نظر من شوخی این آقا هم اشکالی ندارد رفتی توی خیال و فانتزی بچه و ..............ایشان هم ترا همراهی کرده و ازت سئوالی کرده . این سئوال چه قدرتی داشته که تو را ناراحت کند ؟!

    کاری به درست و غلط ماجرا ندارم اما اگر دوستش داری کاری را بکن که دلت بهت می گوید حتی اگر اشتباه باشد . اما اگر تو از این اشتباه ( البته به ذائقه ی غیر ) خوشحالی . اشتباه کن . تجربه کن و بهایش را هم قبول کن که باید خودت بدهی .( البته بدون نک و ناله و .........آی اینجور شد و آی اونجور شد ............به فریادم برسید و....ندارد !)


    از نگاه من تو ، از یک سو می خواهی عقلانی حرکت کنی . از سمت دیگر دلت چیزی می گوید و دلت ترا با خودش می کشد به این سو و عقلت به آن سو .......تو قدری در راه دل و قدری در راه عقلی !

    اول تکلیفت را با خودت معلوم کن . تا بعد به تکلیفت با این آقا برسی .

    اگر دلی می خواهی جلو بروی گزینه ی صبر و فرصت دادن به این آقا بهای انتخاب دلی است . درست مثل این می ماند که بگویی من دلم می خواهد گل رز بچینم اما نمی خواهم خارش به دستم فرو رود ! لاجرم است عزیزم وقتی در نزدیکی اقیانوس ایستاده ای تر شدن از امواج بلند هم هست . باید پذیرش خودت را بالا ببری .

    اگر هم عقلی جلو می روی دیگر فاتحه ی من نمی توانم به این فکر کنم با اون حرف بزنم و ...........را بزن . چون عقلانیت به تو می گوید این مرد را به حال خودش بگذار ( چیزی که خود این مرد هم به تو می گوید ) و خودت هم برای زندگیت تلاش کن و از تلاش باز نمان .....اگر آمد که خوش آمد ..............اگر هم نیامد تو از زندگی عقب نمی مانی . چون در واقع تو ابدا کار بدی نمی کنی که بگویی من نمی توانم و برای خودت سد و مانع بتراشی ................

    قابل درک است که اولویت یک تو این آقاست اما مشکلاتی دارد و با تو هم بر سر تصمیم گیری تو برای ازدواج و استفاده کردن از زمان و شناخت سایر خواستگارانت تفاهم دارد . اگر گزینه ی بهتری پیدا کردی بسم الله ............اگر نه که چیزی از دست نداده ای ..........این آقا سر جای خودش هست .


    در ضمن برای فرار از سنت تن به ازدواج مدرن نده و اساسا اگر هم نمی خواهی و نمی توانی سنتی ازدواج کنی نکن ............به نوعی قصد خودت را از تصمیم ازدواج واقعا چک کن . مبادا که بخواهی از چیزی فرار کنی و به چیز دیگری پناه ببری و یا از سر ناچاری انتخاب کنی که از چاله به چاه افتادن است .

  2. 5 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 18 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.