به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 76

Threaded View

  1. #14
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    215
    Array

    RE: ازشون متنفرم..نمیدونم راه چارم چیه؟؟

    ممنونم رز زرد عزیز.
    خیلی خوش اومدین جناب sci
    خیلی خوشحالم بدون جانبداری و قضاوت صحبت کردین.این رفتار شما خیلی برام قابل تحسینه.همونطور که گفتین من خشمگینم.با گذشت زمان و اتفاقات روزمره خشمم کم رنگ میشه اما با یه تلنگر دوباره شروع میشه.و همینه که نمیتونم ببخششمون.اما جواب سوالهاتون:

    1-برای اینکه گاهی بخاطر همین عناوین و رتبه ها و ... بقیه فکر میکنن نباید مشکل داشته باشم که البته تو چندتا تاپیک اولم مستقیم تعجبشونو میگفتن.یه دلیل دیگشم اینه که خوب راستش خجالت میکشیدم و یه جور احساس تحقیر شدید داشتم.

    2-من فکر میکنم اصلیترین دلیلش خونواده بوده.دلایل دیگه هم بوده.خودمم بی تاثیر نبودم.اما اون اصلیه بوده.بگذریم از وضع خیلی اشفته خونوادم تو بچگیم.دعواهای تموم نشدنیشون.و ابرو حیثیتی که از ما تو فامیل بردن.بخدا همه فامیل میدونستن که اینا همش دعوا دارنو من ازاینکارشون متنفربودم که حداقل جلوی دیگران ابروداری نمیکنن.گاو پیشونی سفید شده بودیم.هممون هم اعصابامون داغون بود.داغون به معنای واقعی.همش تموم فکرمون این بود بزرگ میشیم مستقل میشیم از دستشون راحت میشیم.
    بازم من با این چیزا کنار اومدم.و حداقل تو اون دوران حمایت پدرم رو داشتیم هر چند همراه باهاش خشونت زیاد هم بود.
    اما تقریبا از دانشگاه شروع شد.یه کم هم اوضاعمون تغییر کرد.و جو خونوادمون بهم ریخت.پدرم عملا خودشو کشید کنار.از همه چی.انگار نه انگار مسئوله.مثلا بهش میگفتیم هوا داره سرد میشه مثلا پالتو میخوام.نمیگفت ندارم یا نمیتونم.چون داشت و میتونست.فقط میگفت به من چه؟هرکار خودتون میخواید بکنید.به من ربطی نداره.

    این منو دیوونه میکرد.که این حرف یعنی چی؟کم کم خودمو ازش کشیدم کنار.اون موقع تموم توجهش به من مثلا این بود دیر نرم،دیر نیام خونه،ارایش زیاد نکنم،مانتوم کوتاه نباشه و من میگفتم تو که بقیه مسائلم برات مهم نیست حق نداری درباره این چیزا اظهار نظر کنی..

    بشدت رابطمون بد بود.بعد روابط بقیه هم بد بود.پدر و برادرم،مادر و پدرم و ...مامانم عصبی شده بود .خلاصه ارزو میکردم این کلاسای دانشگاه تا خود شب طول بکشه و من نرم خونه.

    تقریبا همون موقع دوستی با پسرا شروع شد.ازشون خوشم نمیومد.هیچ احساس عاشقانه ای نسبت بهشون نداشتم فقط گذران وقتم بودن.اما باز راحت نبودم.با این دوستی ها ارامش نداشتم.مدام کات میکردم.در واقع دلم یه ارامشی میخواست که با اونا هم حس نمیکردم با اینکه تقریبا همه کار برام میکردن.تصمیم گرفتم به کل اینکارا رو هم بذارم کنار.که گذاشتم.
    تا بعد یه سری قضایا تو محیط کارم پیش اومد.و همون وقت اوضاع خونمون دوباره بهم ریخت.اصثلا نمیدونم چیشد؟فقط یادمه دلم نمیخواست 1ثانیه هم خونه باشم.بعدخوب یه اتفاقی که نباید شد و همون ازارم میده.
    اصلا هرچی رو که ببخشم اینو نمیتونم ببخشم.و دلم با پدر و مادرم هیچ وقت صاف نمیشه.:(
    ببخشید طـــــــــولانی شد

    3-انتظار تو چه زمینه ای؟
    خوب با اینکه درس نخونده بودم توقع یه قبولی بهتر تو دانشگاه رو داشتم.که تاوانشم دادم.و خیلی دارم سعی میکنم که یه جوری جبرانش کنم
    و دلم میخواست انقد تو محیط کار اذیت نشم.که الته همه سعیمو کردم و نشد.
    در واقع اگه بخوام بگم تو یه زمینه کم کاری کردم درس خوندن واسه کنکور بود.تو بقیه کارا واقعا سعی کردم.

    احتمالا اگه اونجا کم کاری نمیکردم برنامم روتینتر میشدو من مستقلتر.این مستقلی رو خیلی دوست دارم

    4-دقیق نمیدونم.احتمالا انتظار احترام و محبت.اخه باهاشون سرد شدم.دست خودم نیست.والبته توقع مالی هم ازم دارن.و توقع اینکه ابدا هیچ مشکلی برام بوجود نیاد.هیچی.

    5-همش ته دلم فکر میکنم همه چی درست میشه.اما یه چی میزنه تو سرم و میگه خوش خیال!!چطوری؟:(

    6-متوجه منظور قسمت دوم سوال نشدم.منظورتون این بود ایا شده تا حالا به یه خواستگار شرایطمو بگم و اونا بگن نه.اگه منظورتون این بود نه تا حالا نشده.
    اون دو نفر هم میدونستم خونوادمم نمیپذیرن برای همین جواب رد دادم.

    7-نمیدونم.هست؟

    8-دوستان.خصوصا اگه جنس مخالف باشه:(.این برام عذاب اور بود که مثلا تو قضایای مشکلات کاریم همه میخواستن کمکم کنن الا این خونوادم.
    من میخوام باشن.اگه دچار مشکل شدم بتونم ازشون درخواست کمک کنم.خسته شدم ازبس همه چی رو تنهایی درست کردم.

    9-تا وقتی سر کار میرفتم تا عصرسر کار بودم.بعد انقد خسته میرسیدم خونه که..
    بغیر اون گاهی با دوستام معمولا کافه میرفتیم که اونجا رو دیگه نمیرم.نت و بیرون رفتن.:)چقدپرباره واقعا.کلا وقت ازادم زیاد نبود.
    اما الان کارمو فعلا گذاشتم کنار برای اینکه یه دوره ای که میخواستم رو بگذرونم به این امید که نتیجشو تو کار ببینم.الان وقت ازادم بیشتره.

    10-حداقل یه سال و نیم پیش.گمون میکردم کم خونم.البته قبلش ازمایش داده بودم اما باز دادم اما هر سری جواب منفی بود.بغیر اون مسائل دیگه هم چک شد و گفتن مشکلی نداری.

    11-چند سال پیش بود.برای ازدواج رفتم.مشاور بهم گفت حداقل تا یه سال دیگه ازدواج نکن.چون اولا میخوای ازشرایط خونه فرار کنی.دوم اینکه بخاطر دوستی با پسرا اماده ازدواج نیستی.بعد صحبت به شرایط خونه کشید.چند جلسه رفتم که گفت حتما باید مادرت بیاد وگرنه اوضاع خونتون بهتر نمیشه.که خوب مامان منم قشقرقی به پا کرد که چرا من برم مشاوره؟

    12-نه قرص خاصی استفاده نمیکنم.فقط قبلا قرص اهن استفاده میکردم.

    وای چه طولانی شد..کی میخونه این همه رو؟:)

  2. 11 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (یکشنبه 19 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.