سلام دوست عزیز
من کارشناس نیستم ولی چون تا حدود زیادی اون اوایل شخصیتی شبیه همسر شما داشتم خواستم براتون بنویسم. اما همین اول کار بتون قول می دم که اگر واقعا بخواین این مسئله کامل حل می شه. هیچ جای نگرانی نیست. کارشناسای سایت می یان و راهنماییتون می کنن. به کل فکر طلاق و جدایی رو از ذهنتون بیرون کنین
اما تجربه من. من شخصیت کم حرف و آرومی دارم. کلا شلوغ نمی کنم و خیلی شوخی نمی کنم. البته شوخی رو تحویل می گیرم ولی اینکه خودم تو جمع شیطونی کنم نه. بعد از ازدواجم هم که بی تجربگی در ارتباط با همسر بهش اضافه شد و خلاصه نمی دونم همسرم چه طوری منو تحمل می کرد
اما برخورد همسرم به من کمک کرد تا تغییر کنم و اون شکلی بشم که هم خودم خودمو بیشتر دوست داشته باشم و هم همسرم. نمی دونم این کار رو ناخداگاه انجام داد یا با برنامه ولی در هر حال این طوری بود که خودش شروع می کرد فضا رو ایجاد کردن. بعدش اگر یک کار خیلیییییی کوچیک یا رفتار خاصی که دوست داشت از من می دید اون قدر اون رو بزرگ می کرد و ازش تعریف می کرد که من کلی شارژ می شدم و اعتماد به نفسم هم بالا می رفت. این روند همین جوری ادامه پیدا کرد و من از خود همسرم یاد گرفتم که دوست داره باهاش چه جوری باشم. بعد از یه مدت دیگه برام سخت نبود و انگار اون کارها جزئی از وجودم شده بود.
یه نگاهی به دور و برتون بندازین. اون وقت می بینین که همسرتون چه قدر خصوصیات مثبت فوق العاده ای داره. این مسئله ای که می گین فقط به خاطر بی تجربگی و شاید آگاهی کم
در ارتباط با همسر باشه. این خوشبختی ای که به شما رو اورده و منتظر یک قدم از طرف شماست تا خودشو نشون بده :)
برای شروع دوباره رابطتون با همسرتون هم شاید خوب باشه یکی از کتاب های باربارا دی آنجلس یا کتاب های خوب دیگه که انتظارات و مسئولیت های متقابل همسرها رو توضیح می ده بخرین و اول خودتون بخونینش. بعد به با یه نامه عاشقانه به همسرتون بدین و بگین که از بودن با همسرتون چه قدر خوشحالین و می خواین اون یک قدم رو با هم دیگه با خوندن این کتابا یا رفتن پیش مشاور بردارین.
سعی کنین خیلی با همسرتون صحبت کنین. باید بشون بگین که چی دوست دارین.
مطمئن باشین که شما زوج خیلی خوشبختی خواهید شد اگر این قدم رو بردارین.









علاقه مندی ها (Bookmarks)