به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 21:16]
    تاریخ عضویت
    1390-8-08
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    1,705
    سطح
    24
    Points: 1,705, Level: 24
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    599

    تشکرشده 601 در 179 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    یه سرنخ هم بهم بدید که چگونه باید از این فکرهای انرژی بر راحت شم خوبه

  2. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    سلام

    تا زمانی که دنبال مقصر بگردی آرامش نداری.
    تا زمانی که دو دو تا 4 تا کنی و هزینه حساب کنی آرامش نداری

    وقتی که از خدا طلبکار باشی و بگی نتیجه توکلم این بود وای به روزی که توکل نکنم وضعیت همینه

    سهم خودت رو در شرایط بوجود آمده بپذیر
    نمی خوام وضعیتت رو بدتر کنم ولی با توجه به شناخت اولیه ای که نسبت به حساسیت آقای خواستگار داشتی باید خیلی زودتر از اینها خودت رو از این رابطه بیرون می کشیدی. ولی به اسم توکل منتظر شدی که خدا به جای تو تصمیم بگیره و در نهایت هم از خدا شاکی هستی.

    الانم شاید تو ذهنت میگی تو هم اگه جای من بودی که تو خانواده ای که روابط دختر و پسر فلانه ... به دلیل بی تجربگی خودت رو محق می دونی!! و خانوادت رو مقصر.

    من تا حالا اینجوری استنباط کردم که نقش خودت رو تو موفقیت هات و داشته هات پررنگ میدونی و نقش خدا و خانواده ت رو تو نداشته ها و شکست هات پر رنگ. درست استنباط کردم؟

    من دقیقا در شرایط مشابه تو قرار داشتم. ولی بعد بهم خوردن رابطه خدا رو شکر کردم که مانع بدبختیم شد.
    می دونی چرا؟
    فکر کنم آدم معتقدی هستی. من پروردگارم رو با صفت سبحان میشناسم و کسی که سبحانه قادر به ظلم کردن نیست.
    جدای از اعتقادات قانون طبیعت واسه بعضی ها استثنا نمیشه که . که به یکی ظلم کنه به اون یکی نه. اگه همه چیز رو نظم هست زندگی من و شما هم رو نظمه. بر اساس یه قانون تنظیم شده.

    نمی دونم چرا خودت رو میخوای مجبور کنی که حتما به یکی از این خواستگارای سنتی جواب بدی؟
    اگه معیارهایی رو که واست حیاتی هستند ندارن، چرا نمیگی نه؟
    چرا وقتی ذهنت درگیره یه فرد دیگه هست با اینکه در عمل اون رابطه تموم شده، میخوای واسه آینده ت با یکی دیگه تصمیم بگیری؟

    ببخشید بهت کمک نکردم که احساسات لطیف تر بشه و احتمالا بدترش هم کردم.

  3. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (یکشنبه 19 آذر 91)

  4. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 21:16]
    تاریخ عضویت
    1390-8-08
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    1,705
    سطح
    24
    Points: 1,705, Level: 24
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    599

    تشکرشده 601 در 179 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009
    تا زمانی که هزینه حساب کنی آرامش نداری

    آدم حساب نمیکنه. اما روح آزرده و خسته، خستگیش رو هی به رخت میکشه

    وقتی که از خدا طلبکار باشی و بگی نتیجه توکلم این بود وای به روزی که توکل نکنم وضعیت همینه

    من این حرف رو نمیزنم. من میگم خدایی که اینقدر ازش تمنا کردم و توکل و نتیجه این شد، خوب شاید اصلا نمیشه بهش توکل کرد! شاید اصلا این صفت رو نداره!

    با توجه به شناخت اولیه ای که نسبت به حساسیت آقای خواستگار داشتی باید خیلی زودتر از اینها خودت رو از این رابطه بیرون می کشیدی. ولی به اسم توکل منتظر شدی که خدا به جای تو تصمیم بگیره و در نهایت هم از خدا شاکی هستی.
    الانم شاید تو ذهنت میگی تو هم اگه جای من بودی که تو خانواده ای که روابط دختر و پسر فلانه ... به دلیل بی تجربگی خودت رو محق می دونی!! و خانوادت رو مقصر.

    نه! خوشبختانه در روابط قبلی چنین چیزی رو تجربه کرده بودم. در نتیجه بعد از مسافرتمون خودم رو کشیدم کنار (گرچه سخت بود) و گفتم دیگه میتونی یه تصمیم تقریبی بگیری. نمیگم 100%، ولی مثلا دیگه 60-70 رو باید فهمیده باشی. خلاصه که از اون به بعد رابطه شکلش کامل تغییر کرد. از هر روز و روزی 24 ساعت، تبدیل شد به هفته ای - 2 هفته ای یک بار و کاملا یه صحبت عادی.
    این قضیه دوباره از جایی شروع شد که فهمید من یه خاستگار دارم که داره جدی میشه. خودش شروع کرد و یک سری قضایا که از جایی به بعدش رو اینجا گفتم تا تصمیمی درست بگیرم نه احساسی.



    من تا حالا اینجوری استنباط کردم که نقش خودت رو تو موفقیت هات و داشته هات پررنگ میدونی و نقش خدا و خانواده ت رو تو نداشته ها و شکست هات پر رنگ. درست استنباط کردم؟

    خوب اینم اشتباه کردی. خوشبختانه دلیلم اینه که حدود 2 هفته پیش رفته بودم مشاوره. آقای مشاور کمی سوال و اینا کردن و گفتن: تو خیلییییییی خودت را داری مقصر میدونی. گفتم خوب برای حل یه مسئله دیگران رو که نمیتونم تغییر بدم، پس سهم خودم رو سعی میکنم تا جایی که میشه ببینم و درست برم. آقای مشاور گفتن: از حالت تعادل خارج شدی و اونقدر سهم خودت در اشتباهات رو زیاد میبینی که ..... (بقیش دیگه میرفت به دلایل علت مراجعم)

    نمی دونم چرا خودت رو میخوای مجبور کنی که حتما به یکی از این خواستگارای سنتی جواب بدی؟

    چون علی الحساب چاره ای دیگه ندارم.
    اگه معیارهایی رو که واست حیاتی هستند ندارن، چرا نمیگی نه؟
    چون شاید من روی معیارهام زیادی حساس شدم. شاید سهمشون تو زندگی اونقدری که من میبینم پررنگ نیست

    چرا وقتی ذهنت درگیره یه فرد دیگه هست با اینکه در عمل اون رابطه تموم شده، میخوای واسه آینده ت با یکی دیگه تصمیم بگیری؟

    ذهنم درگیر دیگه نیست. چون 2 روز پیش کامل تموم کردم. وقتی آدم ذهنش درگیر رابطش میشه که بعد از جدایی حس هایی مثل تنفر یا خشم یا ... داشته باشه. من الان ندارم، چون دلیلی به داشتنش نیست. نخواست دیگه! چی کار کنم؟
    عصبانی هستم از دست خدا. نه اون آدم

    ببخشید بهت کمک نکردم که احساسات لطیف تر بشه و احتمالا بدترش هم کردم. [/color]

    نه عزیزم. منتها قضیه همون حرفیه که آقای مدیر یک بار تذکر دادند. صحبت صحیحه اما ظرف انتخابمون صحیح نیست.
    هیچ کسی خوشش نمیاد قضاوت بشه، اونم وقتی طرف اصلا نمیشناستش.
    بنابراین میشه گفت: "آیا فلان هستی؟ اگر بله در این صورت ...." نه اینکه "من استنباط کردم تو..."
    البته من اصلا دلخور و این چیزا نشدم. گفتم کلا این ظرف برای صحبت کردن بهتره و در پست های مشاوره ایت اینطوری بگی اثرش هزار برابر میشه



    یک دنیا ممنون بابت توجهت و پاسخت

  5. کاربر روبرو از پست مفید roze-zard تشکرکرده است .

    roze-zard (یکشنبه 19 آذر 91)

  6. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    من میگم خدایی که اینقدر ازش تمنا کردم و توکل و نتیجه این شد،
    چرا فکر میکنی این نتیجه بد بوده؟
    اگه اینجوری فکر کنی که با توجه به بعد مسافت و ... شناخت شما از همدیگر 100% صحیح نبوده و ممکن بخاطر خطا در شناخت و با توجه به اینکه باید تو یه کشور دیگه زندگی میکردی به اون ایده آلی که در ذهنت داشتی نمی رسیدی، وضعیتت خیلی بد میشد، بدی این نتیجه کمتر نمیشه؟

    یه قسمت از یکی از آیات قرآن اینه که "خدایا به تو پناه میبرم از اینکه از تو چیزی بخواهم که بدان علم ندارم."
    آگاهی به علم نداشتن به من کمک می کنه که راحتتر با مسائلی که خواستارش بودم ولی نشده کنار بیام.

    نمی دونم چرا خودت رو میخوای مجبور کنی که حتما به یکی از این خواستگارای سنتی جواب بدی؟

    چون علی الحساب چاره ای دیگه ندارم.

    چرا؟



    اگه معیارهایی رو که واست حیاتی هستند ندارن، چرا نمیگی نه؟
    چون شاید من روی معیارهام زیادی حساس شدم. شاید سهمشون تو زندگی اونقدری که من میبینم پررنگ
    نیست
    بیشتر توضیح می دی؟
    بازم از تذکر بجات ممنونم

  7. کاربر روبرو از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده است .

    صبا_2009 (یکشنبه 19 آذر 91)

  8. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 21:16]
    تاریخ عضویت
    1390-8-08
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    1,705
    سطح
    24
    Points: 1,705, Level: 24
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    599

    تشکرشده 601 در 179 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    صبای عزیز و نازنینم
    یک دنیا ممنونم بابت توجهت
    راستش با خوندن تاپیک بهار، و توضیحات آقای sci حدس میزنم ریشه مشکلم توی "ذهن منتقد و وراج" من نهفته باشه.
    فکر میکنم اول باید اون رو حل کنم و با توجه به شناختی که از مشکلم دارم حدسم اینه که با حل اون آفت، این مشکلم هم برطرف شه.
    پس فعلا اون تاپیک رو ادامه میدم و اگر دیدم درست نشد دوباره میام و تو کمکم میکنی که ریشه یابیش کنم

  9. کاربر روبرو از پست مفید roze-zard تشکرکرده است .

    roze-zard (دوشنبه 04 دی 91)

  10. #36
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 05 [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    با سلام و احترام

    در این تاپیک در میان راهنماییهای داده شده به مراجع اشتباهاتی رخ داده که می تواند مراجعین را به خطا بیاندازد . لذا به دلیل اهمیت موضوع ، برای اینکه چنین اشتباهاتی در تالار همدردی فراگیر نشود، نکات خاصی هست که در ذیل مورد تاکید قرار می دهم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani

    کاری به درست و غلط ماجرا ندارم اما اگر دوستش داری کاری را بکن که دلت بهت می گوید حتی اگر اشتباه باشد . اما اگر تو از این اشتباه ( البته به ذائقه ی غیر ) خوشحالی . اشتباه کن . تجربه کن و بهایش را هم قبول کن که باید خودت بدهی .( البته بدون نک و ناله و .........آی اینجور شد و آی اونجور شد ............به فریادم برسید و....ندارد !)
    1 -اساساً مراجعی را اینگونه راهنمایی دادن که اگر دوستش داری کاری را بکن که دلت می گوید و ..... برای مراجعی که احساسی شده و خودش اعتراف دارد که کنترل روابط دختر و پسر را ندارد . ناگفته پیداست که تا چه حد آسیب وارد می کند . حتی اگر خواسته باشیم منظوری نهیب دهنده مستتر در این محتوا داشته باشیم ، انتظار درک آن از سوی مراجعی که در سطح احساسات سیر می کند و می بیند انتظاری نامعقول است .






    نقل قول نوشته اصلی توسط ani

    و نکته ی مهم تر اینکه باید از این مرد ممنون باشی که دریچه ای را بهت نشان دادو باعث شد که خودت را کشف کنی تا بهتر درک کنی که باید دنبال چه معیارهایی بروی و ......
    2 -اینکه مراجع را اینگونه به پاسداشت یک رابطه اشتباه و آسیب زا و قدردان بودن از طرف ماجرا دعوت کنیم . تاییدی بر چنین روابطی است که صد البته آسیب هایش بیش از منافعش است و بنا به حساب احتمالات نیز عقل تأیید نمی کند که برای فایده ای ناچیز و پرهزینه واقعیتی که مضاری عمده دارد را اینگونه تأیید کنیم . بخصوص آنکه تنها راه آن فایده ، این مسیر پرمخاطره نیست . این نوع راهنمایی هم جهت با رویکرد تخصصی همدردی نیست .






    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    سئوالی دارم
    تو در بستر چنین خانواده ای که به تصویر می کشی چطور و با چه بهانه ای یک هفته با این آقا شبانه روز زندگی کردی و مسافرت رفتی ؟ این بخش را نمی فهمم .

    در ضمن یادت باشه وقتی می خواهی سنت شکن باشی باید از دیدگاه تجربه به مسائل نگاه کنی نه از جایگاه آسیب و ....این بخش خودت دچار اشکال است اساسی .

    نمی توانی حرفهای قشنگ قشنگ بزنی اما وقتی تجربه کردی بگویی آسیب خوردم و.......چرا ؟
    3 -مراجع به درستی تعبیر به آسیب کرده است ، چون همانطور که خود شما نیز اشاره درستی داشته ای ، یک هفته شبانه روز بدور از هنجار و عرف اجتماعی ، شرعی و خانوادگی با آقایی سر کردن جای تعجب دارد و مراجع نیز به درستی پی برده که از عملکرد خود آسیب دیده. باز تعبیر " تجربه " به جای " خطا " و " آسیب " برای شکستن یک سنت درست و حفاظت کننده ، اشکالی اساسی هست و در جایگاه مشاور، به این شکل مراجع را از تشخیص درست خود به خلاف آن سوق دادن مسئولیتی سنگین است برگردن ما که نمیتوان از کنار آن براحتی گذشت و باید پاسخگو باشیم .






    نقل قول نوشته اصلی توسط ani

    اساسا انسان حتم الخطاست و نه جایزالخطا .......
    4 - تعبیر انسان حتم الخطاست ، تعبیر غلطی هست و سفسطه است ، انسان حتی جایز الخطا هم نیست ، یعنی مجاز نیست خطا کند . بلکه ممکن الخطا هست ، و در موقعیت امکان است که عقل باید راهبری کند تا آنچه درست است از امکان شدن به شدن برسد . اگر انسان حتم الخطا باشد که فاتحه اش را باید خواند چون با این تعبیر،حتم الخطابودن جایی برای سلامت انسان باقی نمی گذارد. اصطلاحاتی این چنین در حوزه مباحث فلسفی هست و بدون اطلاعات کافی و دقیق نباید به کار برده شود چرا که ممکن است سر به سفسطه بزند و به خطا بکشاند . تأکید دارم که کلیه عزیزانی که در جایگاه مشاوره راهنمایی می دهند از واژه حتم الخطا و جایز الخطا استفاده نکنند . واژه صحیح ، ممکن الخطا هست .







    نقل قول نوشته اصلی توسط ani

    و نکته ی بعدی اینکه چرا مدام از هزینه می گویی؟ ..............مگر گران خریده ای ؟! بها داده ای . اما با تلاش . به هر حال هر تجربه ای قیمتی دارد .............تو هم بهای تجربه ات را پرداخته ای . به نظر من گران خری نکرده ای . این حس سنگین گران خریدن را از دوش خودت و احساست بردار ..................

    درست مثل اینکه مسیر خاکی بوده و مجبور بوده ای قبل از تردد آسان زیر سازی و آسفالت و .....کنی . هیچ راهی از اول آسفالت نبوده عزیزم . همیشه یک نفر هست که آن را برای خودش و دیگران زیرسازی و آسفالت می کند . اما نمیشه گفت که این آدم هزینه کرده و گران خری کرده . بلکه بلکه او به عشق پریدن این مسیر را انتخاب کرده .
    5 - این نوع تحلیل بسیار مضر هست . اتفاقاً مراجع درست می گوید . اینکه هزینه ای سنگین در این رابطه اشتباه داده است که کمترینش 1 سال هدر عمر و وابستگی عاطفی بوده ، هزینه کمی نیست بلکه بسیار هم سنگین است و تجربه ای گران خریده شده هست.تجربه موفقی نبوده و همین یعنی گران بودن . مراجع در جایی اشاره داشته : " شده ناتوان شی در حالی که عقلت میگه کدوم درسته " یعنی عقلش وی را در این کار تأیید نمی کرده و طبیعی است که خلاف مسیر عقل رفتن هزینه ای گزاف دارد و گاه حتی به جای بهره ای اندک ضرری هنگفت دارد .

    این نوع تحلیل چه بسا مستعدین ورود به این رابطه ها که با در نظر گرفتن همین هزینه و آسیب ها خویشتن داری کرده اند را جسور کند که می توانند وارد اینگونه روابط شوند و مشکل چندانی نیست . و این نه تنها آسیب می زند بلکه نقض غرض همدردی در موضوع روابط دختر و پسر را به دنبال دارد .

    مثال مورد استفاده نیز مغلطه ای از نوع قیاس مع الفارق است . هیچ وجه شبهی بین مسئله و مثال نیست .






    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    ا
    حس سپاسگزاری و شکرانه ات از این آقا قابل تقدیر است . جدا به خودت افتخار کن . بعد هم کفه ی ترازو به دست بگیر . لحظات خوب و آموزنده داشتی و مشخص است که این آقا وقت ترا نکرفته . تو هم شاگرد خوبی بودی. خوب یاد گرفته ای . این ارزشمندتر از هر چیز است . خصوصا درک چنین موقعیتی با چنین احساسی . در نتیجه رابطه ی ارزشمندی بوده . بهش احترام بگذار و حس گران خریدن را از خودت دور کن .لذت تجربه ات را ببر . حال خودت را با افکار سنگین نگیر . تو امروز دختر با تجربه تری نسبت به یکسال پیش هستی و این ترا قیمتی تر کرده . به این فکر کن .
    6 - جمله هایی که بولد شده بسیار خطرناک است ، یعنی تأیید و تحسین یک تجربه اشتباه ، یک راه خطرناک . اگر چنین روابطی و تجربه ای و ...... قدر و قیمت می بخشید که شاهد تاپیکهای متعدد از مراجعان دختری که زمان ازدواجشان رسیده و همین تجربه ها و رابطه ها سر راه زندگیشان قرار گرفته و از درون متلاطم و از بیرون در هراس که اگرراز برملا شود چه خواهد شد نبودیم. و تاپیکهای متعدد از سوی پسران یا مردانی که گذشته دختر انتخابی شان اذیتشان می کند و نمیتوانند فراموش کنند . اینها واقعیتهای موجود است . ایده آل سازی های غیر واقع بینانه و ذهنی از یک عملکرد اشتباه مسمومیت زا هست . این جملات سم است برای کسانی که بر طریق احساسات ، مستعد چنین روابطی هستند که عواقب مسئله ساز در زندگی آنان در پی خواهد داشت .


    با این آنالیز باز هم تأکید دارم که عزیزانی که در پی مشاوره دادن هستند همگرا با مدیر همدردی به عنوان مسئول و پاسخگوی محتوای تالار عمل کنند و با مطالعه پستها و راهنمایی های بنده جهت و خط سیر را دریابند .

    همدردی کاملاً منطبق با هنجارها و قوانین و فرهنگ جامعه ایرانی که منطبق بر شریعت اسلام است عمل می کند و خروج از این چهارچوب را نمی پذیرد


    با تشکر








  11. 8 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (جمعه 24 آذر 91)

  12. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 21:16]
    تاریخ عضویت
    1390-8-08
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    1,705
    سطح
    24
    Points: 1,705, Level: 24
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    599

    تشکرشده 601 در 179 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    ممنون از حضور جناب مدیر همدردی

    با توجه به اینکه آنی عزیز شناخت خوبی از من پیدا کرده بودن و همچنین بسیااااااااااررررر صحبت هاشون برای من مفید بود لازمه چند نکته رو بگم

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    1 -اساساً مراجعی را اینگونه راهنمایی دادن که اگر دوستش داری کاری را بکن که دلت می گوید و ..... برای مراجعی که احساسی شده و خودش اعتراف دارد که کنترل روابط دختر و پسر را ندارد . ناگفته پیداست که تا چه حد آسیب وارد می کند . حتی اگر خواسته باشیم منظوری نهیب دهنده مستتر در این محتوا داشته باشیم ، انتظار درک آن از سوی مراجعی که در سطح احساسات سیر می کند و می بیند انتظاری نامعقول است .
    جناب مدیر، من فکر میکنم آنی عزیز برداشت درستی از شخصیت من داشتن و راهنمایشون واقعا برای من مفید بود.
    من در پست های قبلیم (قبل از ارسال ایشون) چندین بار گفته بودم چه میخواهم بکنم (قطع رابطه به طور کامل) و چندین بار بر میزان شناخت از خودم و اینکه "چون میدانم بی تجربه هستم پس وارد نمیشوم" ازعان داشتم. آنی عزیز خوب درک کردند و نهیب ایشان بسیار برای من بجا بود.
    نهیت ایشان مستتر نبود. برای من فریادی واضح بود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    اینکه مراجع را اینگونه به پاسداشت یک رابطه اشتباه و آسیب زا و قدردان بودن از طرف ماجرا دعوت کنیم . تاییدی بر چنین روابطی است که صد البته آسیب هایش بیش از منافعش است و بنا به حساب احتمالات نیز عقل تأیید نمی کند که برای فایده ای ناچیز و پرهزینه واقعیتی که مضاری عمده دارد را اینگونه تأیید کنیم . بخصوص آنکه تنها راه آن فایده ، این مسیر پرمخاطره نیست . این نوع راهنمایی هم جهت با رویکرد تخصصی همدردی نیست .
    آقای مدیر همدردی عزیز، زار زار زدن برای نرسیدن به یک خواسته صحیح هست یا "بالغانه" رفتار کردن؟
    مسیری را میروی، گاهی اشتباه میکنی، گاهی عالی عمل میکنی، هزاران نکته می آموزی، تهش به آنچه میخواهی نمیرسی (نه فقط در این زمینه، در زمینه کار و فعالیت های اجتماعی و ...) خوب حالا چی؟
    بیای بشینی له کنی هرچی یاد گرفتی رو؟ فحش بدی و لعن و نفرین کنی و افسرده بشی و ...

    نه. زندگی همینه. باید آگاهانه و تکه تکه جلو رفت. گاهی میشود، گاهی نمیشود.
    اگر نشد، خوب پاسدار تک تک نکاتی باشیم که آموختیم... تک تک بزرگ شدن هایمان....
    این که این مسیر پرمخاطره هست یا نه، به خودم مربوطه. آنی عزیز نگفتن برو دوست شو. گفت حالا که این مسیر رو رفتی، پس باید همه جوره پاش وایسی (و این از نظر من یعنی زندگی بالغانه)
    نشد، باشه قبول کن. بجای اینکه خودت رو الکی پر از کینه و نفرت و ... کنی، عادلانه قضاوت کن.
    در نهایت از خوبی هاش خاطره ای خوش داری. از بدی هاش تجربه.

    باز هم میگم

    آنی عزیز نگفتند برو در این مسیر. گفتند حالا که رفتی، پس آگاهانه رفتار کن.

    تک تک صحبتهاشون برای من واقعا مفید و پر از انرژی بود. علل خصوص این قسمتش که بهم یاد داد ننر بازی و لوس بازی تعطیل. نخواست، قبول کن. بزرگ باش.

    درضمن، وقتی چیزی "بد" هست که کلا 100% بد نیست. داره میگه اگر 10% خوبی داشت و نکات مثبت، مثل انسانهای ننر که همه حق رو میدن به خودشون و چشماشون رو میبندن و دهنشون رو باز میکنن نباش. اون 90% بد رو ببین و بیا بیرون. 10% خوب رو هم ببین و از تجربه استفاده کن.


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    مراجع به درستی تعبیر به آسیب کرده است ، چون همانطور که خود شما نیز اشاره درستی داشته ای ، یک هفته شبانه روز بدور از هنجار و عرف اجتماعی ، شرعی و خانوادگی با آقایی سر کردن جای تعجب دارد و مراجع نیز به درستی پی برده که از عملکرد خود آسیب دیده. باز تعبیر " تجربه " به جای " خطا " و آسیب برای شکستن یک سنت درست و حفاظت کننده ، اشکالی اساسی هست و در جایگاه مشاور، به این شکل مراجع را از تشخیص درست خود به خلاف آن سوق دادن مسئولیتی سنگین است برگردن ما که نمیتوان از کنار آن براحتی گذشت و باید پاسخگو باشیم .
    آقای مدیر همدردی، من از عملکرد خودم آسیب ندیدم. من از نبود حمایت خانواده آسیب دیدم. این آسیب از زمان راهنمایی حتی برای درس خوندن و بلوغ و همه چیز باهام بوده تا الان. من در تمامی تاپیک هام دارم فریاد میزنم از آسیب دیدن به خاطر نبود حمایت. و جایی که آدم از پا در میاد، لازمه یکی بیاد بگه دیدت رو عوض کن تا اینقدر از لحظه لحظه گذشته تا الانت زجر نکشی.

    من هرگز نگفتم از این رابطه آسیب دیدم. گفتم از نبود تجربه و نبود حمایت آسیب دیدم.

    من دختر 26 ساله ای هستم که با تموم کم تجربه گی هام، "یک هفته شبانه روز بدور از هنجار و عرف اجتماعی ، شرعی و خانوادگی با آقایی سر کردن" باعث نشد نه من به خطا برم و نه اون آقا.
    راهی برای شناخت همدیگه جز این مسیر نداشتیم. پس اتمام حجت خود بر خطوط قرمز رو از قبل کرده بودیم.
    جدای از این موضوع،
    من دختر بچه 3-4 ساله نیستم که با هر اشتباهی بدوم پشت پدر و مادرم پنهان شوم تا آنها حمایتم کنند.
    نه، گاهی اشتباه میکنم، درست. اما باید پای اشتباهم بایستم.
    آنی عزیز گفتند نمیشود هم خدا رو بخواهی هم خرما. و این جمله بسیااااررر برای من مفید بود
    اگر این مسیر رو انتخاب کرده ای (نگفتند انتخاب بکن) پس همه جوره باید قبولش کنی. نمیشه از طبعاتش در بری. نمیشه وقتی به سختی هاش رسیدی بگی آقا نمیخوام. نه.
    و به این میگن زندگی کردن و چشیدن زندگی و بالغانه بودن، که بپذیری مسئولیت رفتارت را و انتخابت را.


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    این نوع تحلیل بسیار مضر هست . اتفاقاً مراجع درست می گوید . اینکه هزینه ای سنگین در این رابطه اشتباه داده است که کمترینش 1 سال هدر عمر و وابستگی عاطفی بوده ، هزینه کمی نیست بلکه بسیار هم سنگین است و تجربه ای گران خریده شده هست.تجربه موفقی نبوده و همین یعنی گران بودن . مراجع در جایی اشاره داشته : " شده ناتوان شی در حالی که عقلت میگه کدوم درسته " یعنی عقلش وی را در این کار تأیید نمی کرده و طبیعی است که خلاف مسیر عقل رفتن هزینه ای گزاف دارد و گاه حتی به جای بهره ای اندک ضرری هنگفت دارد .

    این نوع تحلیل چه بسا مستعدین ورود به این رابطه ها که با در نظر گرفتن همین هزینه و آسیب ها خویشتن داری کرده اند را جسور کند که می توانند وارد اینگونه روابط شوند و مشکل چندانی نیست . و این نه تنها آسیب می زند بلکه نقض غرض همدردی در موضع روابط دختر و پسر را به دنبال دارد .

    مثال مورد استفاده نیز مغلطه ای از نوع قیاس مع الفارق است . هیچ وجه شبهی بین مسئله و مثال نیست .
    آقای مدیر همدردی، اعترافی میکنم.
    احساس میکنم یکی از دوستان این تاپیک رو به شما گزارش داده، شما اومدین فقط این تاپیک رو خوندین، بعد دارین تحلیل میکنین.

    آنی عزیز واقعاااااااا خوب من رو تحلیل کرد.
    زندگی همینه. چی کار کنم؟ خودم رو بکشم، جسدم رو بسوزونن، با خاکسترم "رز زردی" بسازند که روحیش و اخلاقش و ... با خانواده و اطرافیانش همگام باشه؟
    نمیتونم. بخدا اگر میشد میکردم.
    حالا که نمیتونم، و خانوادم به هیچ وجه همراهم نیستن چه کنم؟
    با کسی ازدواج کنم که نمیپسندم و افسردگی بگیرم بعد بیام اینجا تاپیک طلاق بزنم؟
    نه.
    ترجیح دادم با خواستگاری که از فامیل هم هست و خانواده میشناسن، و همه چیزمون (حتی مسافرتمون) تحت نظارت و آگاهی خانواده پسر بوده رفت و آمد کنم، شاید به درد هم خوردیم.

    خوب نخوردیم. الان میفهمم (که 2 هفته ای از آخرین ارتباط و قطع رابطه میگذره) که ایشون اخلاق هایی داشتن که تو زندگی نمیتونه برای من خوب باشه (همین که هنوز نتونسته تصمیم بگیره نشون دهنده نقطه ضعف بزرگه).
    حالا که نخوردیم یعنی عمرم هدر رفته؟؟؟؟؟؟
    بنا به شرایط و دور بودن، طول کشید شناخت. دیگه چی کار کنم؟ معجزه کنم؟ از خدا شکایت کنم؟
    نه. زندگی همینه. باید هزینه کنی. باید تلاش کنی.

    آنی من رو ترغیب نکرد به داشتن چنین رابطه ای. چرا؟
    شاید پست های من رو کامل نخوندید.
    من داشتم آه و ناله میکردم. آنی هم گفت عزیزم انتخاب خودت بوده. دیگه چته؟
    حالا مثلا اگر میزد تو سرم که خاک بر سرت اشتباه کردی. وااااااااای چطور رفتی مسافرت. واااااااای فلان. واااااااااای ویسار، خوب بود؟
    بله. در راستای اهداف بعضی ها بود. اما فقط من رو بدبخت میکرد و افسرده.

    اما خدا شاهده از روزی که پست های آنی رو خوندم شروع کردم به شناخت ضعف هام و روی پا ایستادنم.

    این تجربه برای من نه خطرناک بود نه فلان و نه ویسار. بسیار یاد گرفتم، بسیار خودم رو شناختم. جاهایی زمین خوردم، اما مگر میشه بدون زمین خوردن بزرگ شد؟؟؟؟

    آنی عزیز هیچ گاه سهه به تک تک رفتارهای من نگذاشتن. فقط بهم نشون دادن چطور بالغ باشم.
    هیچ وقت نگفت برو دوست شو، این نشد اون یکی. نه.
    گفت حالا که واردش شدی و میخوای خارج شی، غم و اندوه و افسردگی نداره.... دل بستگی نداره.

    شرایط همینه حالا میخوای زار بزن و گند بزن. میخوای بالغانه رفتار کن.

    شما فرمودید
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    مراجع در جایی اشاره داشته : " شده ناتوان شی در حالی که عقلت میگه کدوم درسته " یعنی عقلش وی را در این کار تأیید نمی کرده و طبیعی است که خلاف مسیر عقل رفتن هزینه ای گزاف دارد و گاه حتی به جای بهره ای اندک ضرری هنگفت دارد .
    من هرگز چنین منظوری نداشتم. شاید همه ی پست های من رو و تاپیک های من رو نخوندید.
    برای همین میگم آنی خوب من رو درک کرد.
    منظورم از اینکه ناتوان شدم در حالی که عقلم میگه یه راه دیگه درسته، این بود که شاید مجبور شم با یکی از همین خاستگارانی که شباهت اخلاقی زیادی ندارم ازدواج کنم و الیته در کنارش خیلی چیزهای دیگه رو از دست بدم.
    در حالی که عقلم میگه "انسان وار" زندگی کن. قشنگ برای ادامه تحصیلت دوباره از ایران برو، با کلی آدم آشنا شو (مخصوصا الان که حد و حدود ها رو خیلی بهتر میتونم رعایت کنم) بعد ایشاا... در مسیر زندگیت نیمه گمشدت رو پیدا میکنی. اما چه کنم که خستم و ناتوان و حمایت هم نداریم. پس همین خاستگارا خوبن.

    هی میگین خلاف عقل. آقای مدیر، شما بفرمایین من چه کنم؟
    در یک خانواده سنتی و در شهر کوچک، چی کار کنم؟ به خدا نمیتونم خودم و روحیاتم رو عوض کنم و عقلم رو بندازم دور که بهم نگه عزیزم زن برده نیست (برای اینکه تو شهر ما که اصولا همه هم رو میشناسن و کوچیکه کلا مردسالارن) خاستگارهام هم همه مردسالار. خوب نمیتونم تحمل کنم. هزار و یک دلیل دیگه هم هست که نمیتونم.
    چی کار کنم؟ یه راه عقلی بگین من میرم.


    کجای رفتار من خلاف عقل بوده؟ جز اینکه همه تلاشم رو کردم که زندگیم رو درست بسازم. نه چیزی که تحمیلیه و تهش افسردگی (همین الانش که یه خاستگار جدی دارم، واقعا دارم از نگرانی و افسردگی میمیرم.) دیگه این خاستگار خارجی هم، از اقوام دور بودن و نمیدونم چه موهبتی بود نسیب ما شد. گفتم موقعیت رو از دست ندم که خدا هیچ وقت بابت حماقت و فرصت سوزی بنده هاش ، دلسوزی نمیکنه.

    همچین حرف میزنین انگار من جام گل و بلبله و هیچ دردی ندارم و خواستگارای خوبم دارم. حالا ویرم گرفته بوده با این یکی برم دوست شم.
    یکی هم که تو اینجا پیدا میشه درست حسابی آدم رو راهنمایی کنه و بهت یاد بده بالغانه رفتار کنی، مواخذش میکنن!

  13. 2 کاربر از پست مفید roze-zard تشکرکرده اند .

    roze-zard (شنبه 25 آذر 91)

  14. #38
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 05 [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: آستانه جرقه اولیه برای علاقه مندی بالا رفته! چه کنم؟

    با سلام
    roze-zard گرامی
    ببخشید مثل اینکه سوء تفاهمی شده است.
    پست من یک پست مدیریتی بود و در مورد جنبه عمومی مشاوره ها در تالار همدردی.
    دقت کنید این مسئله تاثیر عمومی اش روی مراجعین مشکل آفرین هست.
    اگر شما بهره بردید شکر خدا


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام و احترام

    در این تاپیک در میان راهنماییهای داده شده به مراجع اشتباهاتی رخ داده که می تواند مراجعین را به خطا بیاندازد . لذا به دلیل اهمیت موضوع ، برای اینکه چنین اشتباهاتی در تالار همدردی فراگیر نشود، نکات خاصی هست که در ذیل مورد تاکید قرار می دهم.

  15. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (شنبه 25 آذر 91)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.