سلام دوست من
مطالبی که گفتی نشون میده که خیلی سختی کشیدی و من بهت حق میدم کلافه باشی اما یادت باشه راه آخر طلاق نیست ، طلاق آخرین راهه. طلاق بدترین و مبغوض ترین حلال در نزد خداست. پس فعلا فکر طلاق رو از سرت بیرون کن چون هیچ وقت برای طلاق دیر نمیشه. اینکه میگم طلاق نگیری برای دختر گلت می گم که ضربه های روحی خیلی بدی میخوره و غیر قابل جبران. این که گفتید قبلا دوست دختر داشته چراغ خطری بوده که نباید ازش غافل میشدید هر چند که شما سعیتون را کردید و اختمالا شاید بیشتر از این هم کاری نمی تونستید بکنید اما به هر حال کاری است که شده. شما قبل از ازدواج با همسرتون می دونستید دوست دختر داره یا بعد از ازدواج فهمیدید؟ خودتان چطور دوست پسر داشتید؟خودتون چقدر مذهبی هستید؟ اون چقدر؟پوشش شما بیرون منزل چطوره؟ نظر همسرت در این مورد چیه؟
همسرتون اهل کار هست یا نه؟ یعنی اگر یک روز کاری تو خونه بمونه کلافه میشه یا خوشحاله که سرکار نرفته؟ سوال دیگه اینکه خود شما فکر می کنید چرا این کار رو انجام داده؟ انگیزه اش چی بوده؟
اما در مورد دختر گلت سعی کن خیلی درگیر این مسائل نشه و وقتی میگه بابام منو دوست داره بهش بگو معلومه همه مامان بابا ها بچه هاشونو دوست دارند و ..... نمی دونم وضعیت دخترت چطوره در مورد اون خیلی احتیاط کن.
چه مدته ازدواج کردند؟ و آیا دختره رو میشناسی یا نه؟ چند درصد احتمال میدی شوهرت به خاطر مسائل مالی طرف دختره رفته باشه؟در هر صورت به اعصاب خودت مسلط باش و به خدا توکل کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)