به نظر من دوستان به جای همزاد پنداری و همدردی ( دل به دل دادن و تائید کردن احساسی )با مراجع بهتر است افق دید مراجع را بیشتر از آنچه که هست بکنند .
مطمئن باشید وقتی در زندگی بحثی از این جنس اتفاق می افتد که تائید نمی شود ( دقت کنید گفتم تائید نمی شود )اما دلیل بر تائید کورکورانه و احساسی هم نیست ( دقت کنید گفتم تائید کورکورانه و احساسی ) اما چیزی که هست اینکه وقتی زندگی و رابطه به ما الارم و هشدار می دهد این به معنی این است که مشکلی جایی از رابطه وجود دارد که منجر به این قضیه می شود و هر یک از طرفین باید سهم خود از این نوع تجربه را بپذیرند و بهای آن را بپردازند .( دقت کنید گفتم هر کس سهم خودش را قبول کند )
( ضمن اینکه تاکید بسیار زیاد دارم ما اینجا برای داوری نیامده ایم و قاضی نیستیم که بگوئیم کسی خوب است یا بد . ........بلکه بلکه هدف کمک کردن و رشد دادن و کار کردن روی نواقص خود یعنی مراجع ( نه فرد غایب ) است . چه به لحاظ عملی - چه فکری و چه احساسی )
چرا ؟
چون ما فقط صدای مراجع را با احساسات شدید را می شنویم . نه صدای افراد دخیل در رابطه را . این حرف ها مال ایشان است نه مال شوهر ایشان . چون صدای شوهر ایشان شنیده نمی شود . هر وقت شنیده شد حرف هایی که مال ایشان ( همسر مراجع ) هست با همین روش گفته می شود . ( دوربین به سمت خود )
و نکته ی مهم تر بهتر است دوستانی که قبلا در تالار حضور داشته اید مطالب بنده را پیگیری کنید تا دچار سوتفاهم نشوید .
اول توضیح در رابطه با اعتماد کورکورانه
صحبت از اعتماد کورکورانه نیست و صحبت از بی اعتمادی مطلق هم نیست .
قرارمان بر حاضر به اعتمادی است یعنی گام به گام و طی زمان و شناخت .
حتی در زن و شوهری هم اعتماد گام به گام است و طی زمان و شناخت . به صرف کلمه ی زن و شوهری کسی اعتماد صد خودش را در اختیار غیر قرار نمی دهد ( البته ما این کار را خیلی جالب انجام می دهیم و بعد هم مدعی می شویم ) و بعد هم ادعا می کنیم که اعتمادمان مختل شده است .( به آمار طلاق و دیوار اعتمادهای یک شب ساخت فروریخته دقت کنید )نوشته اصلی توسط ستاره روشن
این جا اعتمادی که ستاره روشن به شوهرش داده بیش از حد بوده .چرا ؟
چون ترس از بی حرمتی داشته در اصل اعتماد نبوده . ترس .....چیزی به اسم اعتماد ساخته !
حال زیر شاخه های این ترس را نیز باید بررسی کرد و.....
و باز به واسطه ی نوع زندگی ستاره روشن که با همسرش همکار است
آیا این اعتمادی که به او داده در بخش کاری بوده ؟
آیا این اعتمادی که به او داده در بخش احساسی بوده ؟
آیا این اعتمادی که به او داده در بخش پدر فرزندانش بوده ؟
آیا این اعتمادی که به او داده در بخش جنسی بوده ؟
آیا این اعتمادی که به او داده در بخش مالی بوده ؟
آیا این اعتماد که به او داده در بخش تعهد و مسئولیت پذیری بوده ؟
و.......
دقیقا کجا بوده و در هر بخش اعتماد همسر ستاره روشن چه سطحی داشته ؟ بد - متوسط - خوب - عالی - خیلی عالی - ممتاز
پس اگر کسی دیوار اعتمادش شکست .بخشی از این شکستن دیوار اعتماد به شخص روبه رو مربوط است و بخشی به خود فردی که امتیازات مجازی ( نه واقعی ) صادر کرده برمی گردد . ( ضمن اینکه به تکرار دیوار اعتماد رج به رج و خشت به خشت ساخته می شود و یک شبه بالا نمی رود که یک شبه فرو بریزد )
با آنچه در بالا آوردم دقیقا کدام بخش اعتماد مختل شده و کدام آجر آسیب دیده در نتیجه باید دقیقا همان جا بایستد و نقاط مشکل دار را ارزیابی و بررسی کند . و ابتدا نیز باید اینکار را از خودش شروع کند نه از همسرش . بعد از خودش نوبت به همسرش می رسد و بعد نحوه ی چیدمان این رابطه .....یعنی چی شد که اینجوری شد .( حسی - فکری - عملی )
که البته یک نکته را باید تذکر بدهم که این مباحث از جمله اعتماد صد دادن به طرف مقابل که از دید بنده غلط است ( بنا به مبحث شیرین احتمالات در ریاضی ) بخش اعظمی دارد که به شناخت بر می گردد ............یعنی وقتی اعتماد دادی و شکست یعنی درست شناخت نداری و شناخت تو از فرد مقابل مجازی است نه واقعی .
تعهد داشتن برای یک ارتباط زناشویی جزو بایدهاست تا وقتی که خود فرد بخواهد . اما اگر فرد تعهدش مختل بود و به شکل مجازی و به صرف چندین امضا فکر کردیم طرف مقابل متعهد هم هست این اشتباه ما در اثر عدم شناخت درست است .
مثال می زنم
مثلا شوهر ستاره در بخش تعهدپذیری احساسی دچار مشکل است ( قبل از ازدواج ) ستاره بدون شناخت و تست کافی در این بخش او را انتخاب می کند و تصمیم به ازدواج می گیرد .تنها به صرف اینکه او اعلام کرده که می خواهم زن بگیرم و ستاره را دوست دارم و ..... اما ستاره به عنوان فرد انتخاب کننده به میزان تعهدپذیری فرد دقت نکرده و یا نقاط آسیب تعهدپذیری فرد و راه حل و مقابله با بحران را نشناخته اما این مرد را انتخاب می کند . ( یعنی بدون شناخت آقا و بدون شناخت میزان توانمندی خود و آگاهی از مهارت ها و .....)
این اشکال از ستاره است یا از شوهر ستاره ؟!و هر کدام چه سهمی دارند ؟
دقت کنید - دقت کنید - دقت کنید
برای هزارمین بار
ما با هدف خوب و بد کردن آدم ها اینجا نیستیم و اساسا فقط تحلیل می کنیم . چرا که هر رفتاری که از ما چه به لحاظ عملی و فکری و احساسی سر بزند یک ریشه ای دارد ..........ما تحلیل می کنیم که به ریشه برسیم .......تا یک معیوبیت را پیدا کنیم و روی آن کار کنیم و رشدش دهیم و درکش کنیم و در پذیرش آن باشیم . و چون فقط ستاره ی روشن در دسترس هست با او صحبت می کنیم و به او می پردازیم نه به شوهرش .
ستاره نقاط مشکل دار خودش را بیابد بخشی از نواقص رابطه مشخص می شود و وقتی تصمیم گرفت برای خودش کاری کند و در کمترین حالت بر احساسات خود مسلط شود خودش راهش را در جهت بهبود خود و رابطه پیدا می کند .
این پست طولانی شد .....
در پست بعدی به حریم خصوصی و کنترلگری و وابستگی و مالکیت و تعلق می پردازم تا این مسئله نیز روشن شود و مشخص شود که ما در چه جاهایی دچار خطا هستیم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)