از سوغاتي گرفتن براي خانواده و پول كنار گذاشتن نگيد كه خيلي داغون ميشم
شوهرم حتي به بهانه ي پول نداشتن و من هم از سر سادگي پولهايي كه پدرم به من داد براي خودم به عنوان هديه همش رو دادم به همسرم.
تمام حساب و كتاب هاي پول من رو همسرم داشت
حساب ميكرد من چقدر درامد دارم و تا قرون اخرش از من ميگرفت
يه بار واسه دختر خواهرم با پول خودم يه لباس خريدم چنان سر و صدايي راه انداخت اونورش ناپيدا مجبور شدم با چشم گريان برم و پسش بدم.
شوهرم خيلي خسيسه ميگه حق نداري سوغاتي بهري حتي براي خانوادت.
البته براي من خسيسه ولي براي دوستاش نه
هميشه ميبره دوستاش رو مهمون ميكنه و من هم حق ندارم اعتراض كنم.
در قسمت خوبي هاي همسرم نوشتم كه اهل دعوا كردن نيست الان كه به ياد ميارم ميبينم كه خيلي هم با من دعوا داشته.
خانوادم هم حق دارند نگران باشن
من هنوز دارم از لباسايي استفاده ميكنم قبل از كه از ايران خارج بشم
خب عكس ميفرستم
همش با همون لباسا.
خانوادم نميدونن كه من تو رستوران كار ميكردم وگرنه دور از جونشون از غصه ي من دق ميكنن.
شوهر من زني ميخواد كه فقط بله قربان گو باشه و هيچ انتظاري نداشته باشه
تنبل و بي مسئوليت .









علاقه مندی ها (Bookmarks)