فرشته مهربان عزیزم واقعا ممنون از راهنمایی هاتون من واقعا استفاده بردم
من فقط یک سئوال داشتم؟ این کارهایی که شما گفتید بسیار منطقی به نظر میاد ویل مشکلی که این وسط وجود داره اینه که این رابطه های اینجوری خیلی سریع به جاهای باریک کشیده میشه؟ و به قول ستاره روشن ممکنه به جایی برسه که دیگه غیر قابل برگشت باشه پس نقش زمان در این رابطه مهمه!! اگه ما به صورتی که شما گفتیم پیش بریم خوب ممکنه خیلی طول بکشه و اونها هم در این مدت رابطه شون به سرعت پیشرفت میکنه!! و شاید به جایی برسه که اونقطع رابطه بسیار مشکل بشه!!
من مورد خودم رو مثال میزنم!! از وقتی که اون دختره وارد شرکت شوهرم شد تا وقتی که تصمیم گرفتند باهم مسافرت برند فقط 20 روز طول کشید!! این در حالیکه شوهر من اصلا اینکاره نبود!! اگر یک هفته دیرتر من این جریانو فهمیده بودم اونا مسافرتشون رو رفته بودند و من از همه جا بی خبر و اون دختره نقشه اش رو عملی کرده بود!! اینجور دخترا با نقشه و علم به کاری که میکنند این قضیه رو شروع میکنند و همه سعی و تلاششون رو میکنند تا به نتیجه برسند!! پس مقابله باهاشون خیلی کار سختیه!! این قضیه خیانت مثل موردتومور در بدن یک فرد هستش باید به محض تشخیص و در اولین فرصت تومور رو خارج کرد در غیر اینصورت ممکنه دیر بشه و دیگه نشه برای اون فرد کاری کرد. بعد از آن باید علت ریشه یابی بشه و اقدامات حمایتی صورت بگیره!!
شوهر من هم خدا رو شکر میکنه که من زود فهمیدم و کارشون به جاهای باریک کشیده نشد!!
ممنون میشم اگه جواب سئوالمو بدید
ستاره روشن عزیز واقعا خوشحالم که مورد شما هم برطرف شده و شوهرتون درصدده که دوباره اعتماد سازی کنه!! لطفا کارایی که فرشته همربون گفتن رو جتما انجام بدید که خیلی کمک میکنه
مطمئن باش بعد از مدتی رابطه تون حتی از قبل هم بهتر میشه! منم به زبون خودم کارهایی رو که انجام دادم و نتیجه بخش بوده رو بهتون میگم:شما اکنون نیاز داری که روی چند بخش کار کنی :
1 - گذشت و عدم یادآوری آنچه بود و تمام شده
2 - بازسازی باور و اعتماد به همسرت چون نشان داده پتانسیل تعهد او بالاست و در عمل هم چنین بوده جز در برهه ای آفت دیدن که باید بگم اراده خود او بیشتر از پی گیری شما در برون رفت موثر بوده
3 - کیفیت بخشی به رابطه خود و همسرت ( با آموختن هرچه بیشتر مهارتها و به کار بستنش و نقاط آسیب پذیری و پوشش دادن به آن )
4 - اصلاح ضعفهایی که این جریان باعث شد متوجه آن شوی . چه ضعفهای خود شما در رابطه با همسرت ، چه ضعف در مدیریت زندگی ( سهم شما ).
1- همسرت رو ببخش و بدون که همه انسانها جایزالخطا هستند و شما هم اگه چطایی میکردی انتظار بخشش اطرف همسرت داشتی!! برای فراموش کردن و جلب اعتماد گذشته باید به خودت زمان بدی و این به مرور زمان پیش میاد!
2- دیگه این مورد رو با شوهرت یادآوری نکن و سعی کن دیگه در موردش حرف نزنید. بگذار ایشون فکر کنه اون جریان از نظر شما تمام شده است.
3- سعی در بهبود روابط با شوهرت داشته باش چه از لحاظ احساسی و چه از لحاظ جنسی! با هم بیشتر در این مورد حرف بزنید و سعی کنید روابطتون رو شورانگیزتر بکنید!! در روابط زناشویی غرور جایی نداره! باید هر کاری میتونی در این موارد انجام بدی!
4- روی نقطه ضعف هایی که داری کار کنی مخصوصا اونهایی که شوهرت رو به اون سمت سوق داد. و سعی در برطرف کردنش داشته باشی!! زیاد نگذار شوهرت بیکار باشه و تمام مسئولیت زندگی رو خودت بر دوش بکشی!! تا میتونی سعی کن شوهرت رو دخیل کنی که خودت هم خیلی خسته نباشی و بتونی سرحال و شاداب به شوهرت برسی!
ستاره روشن عزیز ما مجبوریم بیشتر به سر و وضعمون و شوهرمد برسیم وگرنه با این اوضاع و احوال هر هرزه ای به کمین نشسته که زندگیمون رو بگیره پس باید مواظب زندگیمون باشیم! مخصوصا در مورد ما که شوهرانمون تحصیلکرده اند و موقعیت اجتماعی خوبی دارند و مردان خوبی هم هستند بیشتر در هدف اینجور افراد هستند پس باید مراقب باشیم!!
5- اصلا این موضوع رو نگذار که کس دیگری بداند و آبروی شوهرت رو حفظ کن و بگذار فکر کنه کسی این موضوع رو نمیدونه!
6- پیش مشاور رفتم و از ایشون راهکار گرفتم و انصافا خیلی موثر بود و به شما هم پیشنهاد میکنم! من خودم تنهایی رفتم! در این مورد هر چور صلاحتونه اگه همسرت مشکلی نداره میتونید با ایشون هم برید.
اصلا نگران نباش همه چیز درست میشه و عشق و علاقه سابق و اعتمادت به شوهرت برمیگرده به شرطی که خودت بخوای و در این راه تلاش کنی! من تمام این مراحل رو پشت سر گذاشتم و از این امتحان الهی روسفید بیرون اومدم. موفق باشی عزیزم.
راستی پدربزرگ عزیز دلت برای اون منشیه هم نسوزه مطمئنم الان یک جای دیکه و برای یک بدبخت دیگه تورشو پهن کرده!! واقعا زنی که شوهر و بچه داره و با مرد دیگه ای رابطه برقرار میکنه درکالیکه هر روز با همسرش چشم در چشم میشه دلسوزی داره؟! من نمیگم تمام تقصیرات به گردن اون منشی هست ولی سهم عمدهای مربوط به ایشون میشه!! اگه اون خانم شان انسانی و زن بودنش رو حفظ میکرد هرگز چنین اتفاقی نمیافتاد!!نوشته اصلی توسط پدربزرگ











علاقه مندی ها (Bookmarks)